chisinaus

[ایالات متحده]/ˈkɪʃɪnaʊz/
[بریتانیا]/ˈkɪʃɪnaʊz/

ترجمه

n. کیشیناو (پایتخت مولداوی)؛ صورت جمع کیشیناو

جملات نمونه

the chisinaus ceremony takes place every spring in the village square.

گرامیدوخت چیسیناوس هر بهار در میدان روستا برگزار می‌شود.

local historians have documented the chisinaus tradition for centuries.

تاریخ‌گران محلی از چند قرن پیش آداب و رسوم چیسیناوس را ثبت کرده‌اند.

visitors come from far away to witness the chisinaus festival.

بازدیدکنندگان از فاصله‌های دور به مناسبت جشن چیسیناوس آمده‌اند.

the ancient chisinaus texts are preserved in the national museum.

متن‌های باستانی چیسیناوس در موزه ملی حفظ شده‌اند.

young people learn the chisinaus dance during special workshops.

نوجوانان در کارگاه‌های ویژه رقص چیسیناوس را یاد می‌گیرند.

the chisinaus community gathers every full moon for celebrations.

جامعه چیسیناوس هر ماه‌گرد جمعیت می‌کنند تا جشن می‌گیرند.

traditional chisinaus recipes have been passed down through generations.

آشپزی‌های سنتی چیسیناوس از نسل به نسل منتقل شده‌اند.

researchers study the chisinaus language to understand its origins.

پژوهشگران زبان چیسیناوس را مطالعه می‌کنند تا مبدأ آن را فهمایند.

the chisinaus artifacts tell the story of a rich cultural heritage.

موجودیت‌های چیسیناوس داستانی از میراث فرهنگی غنی را روایت می‌کنند.

every chisinaus celebration includes traditional music and dancing.

هر جشن چیسیناوس شامل موسیقی و رقص سنتی است.

the elders explain the meaning of chisinaus symbols to children.

بزرگ‌تران معنای نمادهای چیسیناوس را به کودکان توضیح می‌دهند.

chisinaus crafts are made using techniques from the past.

صنایع دستی چیسیناوس با استفاده از فنون گذشته ساخته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید