chlor

[ایالات متحده]/klɔː/
[بریتانیا]/klɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلر; کلرینه کردن; کلرید; کلروپرن

عبارات و ترکیب‌ها

chlorine gas

گاز کلر

chlorine bleach

سفید کننده کلر

chlorophyll content

مقدار کلروفیل

chloride ion

یون کلرید

chlorine levels

سطح کلر

chlorinated water

آب کلردار

chlorine solution

محلول کلر

chlorine compounds

ترکیبات کلر

chlorine exposure

قرار گرفتن در معرض کلر

chlorine test

تست کلر

جملات نمونه

chlorine is often used to purify drinking water.

اغلب از کلر برای تصفیه آب آشامیدنی استفاده می‌شود.

swimming pools are treated with chlorine to keep them clean.

استخرهای شنا با کلر ضدعفونی می‌شوند تا تمیز بمانند.

chlorophyll is essential for photosynthesis in plants.

کلروفیل برای فتوسنتز در گیاهان ضروری است.

some cleaning products contain chlorine as a disinfectant.

برخی از محصولات تمیز کننده حاوی کلر به عنوان یک ضدعفونی کننده هستند.

chlorine gas can be hazardous if inhaled.

گاز کلر در صورت استنشاق می‌تواند خطرناک باشد.

the use of chlorine in swimming pools is a common practice.

استفاده از کلر در استخرهای شنا یک روش معمول است.

chlorine compounds are used in many industrial processes.

ترکیبات کلر در بسیاری از فرآیندهای صنعتی استفاده می‌شوند.

some people are allergic to chlorine in pool water.

برخی از افراد به کلر موجود در آب استخر آلرژی دارند.

chlorinated water can have a strong smell.

آب حاوی کلر ممکن است بوی قوی داشته باشد.

chlorine tablets are commonly used for water treatment.

قرص‌های کلر معمولاً برای تصفیه آب استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید