chlorinators

[ایالات متحده]/ˈklɔːrɪneɪtə/
[بریتانیا]/ˈklɔːrɪneɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای افزودن کلر به آب استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

automatic chlorinator

کلریناتور خودکار

salt chlorinator

کلریناتور نمکی

pool chlorinator

کلریناتور استخر

chlorinator system

سیستم کلریناتور

inline chlorinator

کلریناتور خطی

chlorinator maintenance

نگهداری کلریناتور

chlorinator installation

نصب کلریناتور

chlorinator settings

تنظیمات کلریناتور

chlorinator repair

تعمیر کلریناتور

chlorinator efficiency

بازدهی کلریناتور

جملات نمونه

the chlorinator helps maintain water quality in pools.

کلریناتور به حفظ کیفیت آب در استخرها کمک می کند.

make sure the chlorinator is functioning properly.

مطمئن شوید که کلریناتور به درستی کار می کند.

we need to replace the chlorinator this season.

ما باید این فصل کلریناتور را تعویض کنیم.

a chlorinator can prevent algae growth in your pool.

کلریناتور می تواند از رشد جلبک در استخر شما جلوگیری کند.

check the settings on your chlorinator regularly.

به طور منظم تنظیمات کلریناتور خود را بررسی کنید.

the automatic chlorinator saves time and effort.

کلریناتور اتوماتیک باعث صرفه جویی در زمان و تلاش می شود.

proper maintenance of the chlorinator is essential.

نگهداری مناسب از کلریناتور ضروری است.

adjust the chlorinator based on the pool size.

بر اساس اندازه استخر، کلریناتور را تنظیم کنید.

using a chlorinator can improve swimming safety.

استفاده از کلریناتور می تواند ایمنی شنا را بهبود بخشد.

the chlorinator needs to be cleaned regularly.

کلریناتور باید به طور منظم تمیز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید