chlorinity

[ایالات متحده]/klɔːˈrɪnɪti/
[بریتانیا]/klɔːˈrɪnɪti/

ترجمه

n. غلظت کلرید در یک محلول
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

high chlorinity

کلرید زیاد

low chlorinity

کلرید کم

chlorinity measurement

اندازه گیری کلرید

chlorinity levels

سطح کلرید

chlorinity testing

تست کلرید

chlorinity values

مقادیر کلرید

chlorinity analysis

تجزیه و تحلیل کلرید

chlorinity impact

اثرات کلرید

chlorinity criteria

معیارهای کلرید

chlorinity control

کنترل کلرید

جملات نمونه

the chlorinity of the ocean affects marine life.

ورود کلرید در اقیانوس بر زندگی دریایی تأثیر می‌گذارد.

scientists measure chlorinity to assess water quality.

دانشمندان کلرید را برای ارزیابی کیفیت آب اندازه گیری می کنند.

high chlorinity levels can harm freshwater ecosystems.

سطوح بالای کلرید می تواند به اکوسیستم های آب شیرین آسیب برساند.

chlorinity is an important factor in oceanography.

کلرید یک عامل مهم در اقیانوس شناسی است.

changes in chlorinity can indicate pollution.

تغییرات در کلرید می تواند نشان دهنده آلودگی باشد.

researchers study chlorinity variations in coastal waters.

محققان تغییرات کلرید را در آب های ساحلی مطالعه می کنند.

monitoring chlorinity helps in conservation efforts.

نظارت بر کلرید به تلاش های حفاظتی کمک می کند.

chlorinity influences the distribution of marine species.

کلرید بر توزیع گونه های دریایی تأثیر می گذارد.

understanding chlorinity is crucial for aquaculture.

درک کلرید برای آبکشت بسیار مهم است.

chlorinity measurements are essential for climate studies.

اندازه گیری کلرید برای مطالعات آب و هوا ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید