chlorophyl

[ایالات متحده]/ˈklɒrəfɪl/
[بریتانیا]/ˈklɔːrəfɪl/

ترجمه

n. یک ماده مومی سبز رنگ که حاوی کلروفیل است؛ کلروفیل
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

chlorophyl content

محتوای کلروفیل

chlorophyl production

تولید کلروفیل

chlorophyl levels

سطح کلروفیل

chlorophyl absorption

جذب کلروفیل

chlorophyl pigments

پیگمنت‌های کلروفیل

chlorophyl synthesis

سنتز کلروفیل

chlorophyl molecules

مولکول‌های کلروفیل

chlorophyl function

عملکرد کلروفیل

chlorophyl rich

کلروفیل غنی

chlorophyl analysis

تجزیه و تحلیل کلروفیل

جملات نمونه

chlorophyll is essential for photosynthesis in plants.

کلروفیل برای فتوسنتز در گیاهان ضروری است.

the green color of leaves comes from chlorophyll.

رنگ سبز برگ‌ها از کلروفیل می‌آید.

chlorophyll absorbs sunlight to produce energy.

کلروفیل نور خورشید را جذب می‌کند تا انرژی تولید کند.

many health supplements contain chlorophyll for its benefits.

بسیاری از مکمل‌های سلامت حاوی کلروفیل به دلیل فواید آن هستند.

chlorophyll can help detoxify the body.

کلروفیل می‌تواند به سم زدایی بدن کمک کند.

plants with high chlorophyll content are often healthier.

گیاهانی که حاوی کلروفیل بالایی هستند اغلب سالم‌تر هستند.

chlorophyll is often used in natural food coloring.

کلروفیل اغلب در رنگ طبیعی غذا استفاده می‌شود.

some studies suggest chlorophyll may improve skin health.

برخی از مطالعات نشان می‌دهند که کلروفیل ممکن است سلامت پوست را بهبود بخشد.

chlorophyll can be found in green vegetables like spinach.

کلروفیل را می‌توان در سبزیجات سبز مانند اسفناج یافت.

chlorophyll plays a crucial role in the plant's growth process.

کلروفیل نقش مهمی در فرآیند رشد گیاه ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید