choppiness

[ایالات متحده]/ˈtʃɒp.ɪ.nəs/
[بریتانیا]/ˈtʃɑː.pɪ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت ناهمواری یا وجود امواج نامنظم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high choppiness

ناهمواری زیاد

market choppiness

ناهمواری بازار

choppiness index

شاخص ناهمواری

price choppiness

ناهمواری قیمت

choppiness factor

ضریب ناهمواری

choppiness trend

روند ناهمواری

choppiness signal

سیگنال ناهمواری

choppiness level

سطح ناهمواری

extreme choppiness

ناهمواری شدید

choppiness analysis

تجزیه و تحلیل ناهمواری

جملات نمونه

the choppiness of the water made it difficult to sail smoothly.

ناهمواری آب باعث شد به راحتی و با نرمی حرکت نکند.

she noticed the choppiness in his voice during the conversation.

او در حین گفتگو متوجه ناهمواری صدايش شد.

the choppiness in the video made it hard to follow the story.

ناهمواری در ویدیو باعث شد دنبال کردن داستان سخت شود.

due to the choppiness of the market, investors were hesitant.

به دلیل ناهمواری بازار، سرمایه گذاران مردد بودند.

he struggled with the choppiness of the text while reading aloud.

او در هنگام خواندن با صدای بلند با ناهمواری متن دست و پنجه نرم کرد.

the choppiness of the ride made her feel nauseous.

ناهمواری سفر باعث شد او احساس تهوع کند.

they worked on reducing the choppiness in the animation.

آنها روی کاهش ناهمواری در انیمیشن کار کردند.

his choppiness in speech indicated he was nervous.

ناهمواری در گفتار او نشان دهنده این بود که او مضطرب است.

the choppiness of the dialogue made it hard to connect with the characters.

ناهمواری دیالوگ باعث شد ارتباط با شخصیت ها سخت شود.

she tried to smooth out the choppiness in her writing style.

او سعی کرد ناهمواری را در سبک نوشتاری خود از بین ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید