chromides

[ایالات متحده]/ˈkrəʊmaɪd/
[بریتانیا]/ˈkroʊmaɪd/

ترجمه

n. نوعی ماهی آب شیرین گرمسیری از خانواده Cichlidae

عبارات و ترکیب‌ها

chromide compound

مرکب کرمید

chromide ion

یون کرمید

chromide solution

محلول کرمید

chromide salts

نمک‌های کرمید

chromide complex

پیچیده کرمید

chromide layer

لایه کرمید

chromide reaction

واکنش کرمید

chromide analysis

تجزیه و تحلیل کرمید

chromide extraction

استخراج کرمید

chromide synthesis

سنتز کرمید

جملات نمونه

chromide fish are popular in aquariums.

ماهی‌های کرومید در آکواریوم‌ها محبوب هستند.

the chromide species exhibit vibrant colors.

گونه‌های کرومید رنگ‌های زنده ای از خود نشان می‌دهند.

many aquarists prefer keeping chromides.

بسیاری از نگهداری‌کنندگان آکواریوم ترجیح می‌دهند کرومیدها را نگه دارند.

chromide habitats are often tropical.

زیستگاه‌های کرومید اغلب گرمسیری هستند.

feeding chromides requires specific diets.

تغذیه کرومیدها نیاز به رژیم‌های غذایی خاص دارد.

chromide breeding can be quite challenging.

تکثیر کرومیدها می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

some chromide species are endangered.

برخی از گونه‌های کرومید در معرض خطر قرار دارند.

chromides are known for their territorial behavior.

کرومیدها به دلیل رفتار قلمرویی خود شناخته شده‌اند.

understanding chromide behavior is essential for aquarists.

درک رفتار کرومید برای نگهداری‌کنندگان آکواریوم ضروری است.

chromide care requires regular water changes.

مراقبت از کرومیدها نیاز به تعویض منظم آب دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید