chucks it
پرتاب میکند
chucks away
دور میاندازد
chucks on
به تن میکند
chucks out
بیرون میاندازد
chucks up
بالا میاندازد
chucks down
پایین میاندازد
chucks in
داخل میاندازد
chucks around
چکاندن اطراف
chucks back
پس میاندازد
chucks at
به سمت میاندازد
she chucks her old clothes every spring.
او لباسهای قدیمیاش را هر سال بهار دور میریزد.
he chucks the ball to his dog in the park.
او توپ را به سمت سگش در پارک پرتاب میکند.
they chucks their worries aside and enjoy the moment.
آنها نگرانیهای خود را کنار گذاشته و از لحظه لذت میبرند.
she chucks a few coins into the fountain for good luck.
او برای خوششانسی چند سکه در فواره میاندازد.
he often chucks his old gadgets when he buys new ones.
او اغلب وسایل قدیمی خود را دور میاندازد وقتی وسایل جدید میخرد.
she chucks her phone on the bed and goes to sleep.
او تلفن همراه خود را روی تخت میاندازد و میخوابد.
they chucks their plans and decide to travel instead.
آنها برنامههای خود را کنار گذاشته و تصمیم میگیرند به جای آن سفر کنند.
he chucks his backpack over his shoulder and heads out.
او کولهپشتی خود را روی شانهاش میاندازد و بیرون میرود.
she chucks a few jokes during the meeting to lighten the mood.
او برای تلطیف فضا چند لطیفه در طول جلسه تعریف میکند.
he chucks his old shoes away after getting a new pair.
او بعد از خرید جفت جدید، کفشهای قدیمی خود را دور میاندازد.
chucks it
پرتاب میکند
chucks away
دور میاندازد
chucks on
به تن میکند
chucks out
بیرون میاندازد
chucks up
بالا میاندازد
chucks down
پایین میاندازد
chucks in
داخل میاندازد
chucks around
چکاندن اطراف
chucks back
پس میاندازد
chucks at
به سمت میاندازد
she chucks her old clothes every spring.
او لباسهای قدیمیاش را هر سال بهار دور میریزد.
he chucks the ball to his dog in the park.
او توپ را به سمت سگش در پارک پرتاب میکند.
they chucks their worries aside and enjoy the moment.
آنها نگرانیهای خود را کنار گذاشته و از لحظه لذت میبرند.
she chucks a few coins into the fountain for good luck.
او برای خوششانسی چند سکه در فواره میاندازد.
he often chucks his old gadgets when he buys new ones.
او اغلب وسایل قدیمی خود را دور میاندازد وقتی وسایل جدید میخرد.
she chucks her phone on the bed and goes to sleep.
او تلفن همراه خود را روی تخت میاندازد و میخوابد.
they chucks their plans and decide to travel instead.
آنها برنامههای خود را کنار گذاشته و تصمیم میگیرند به جای آن سفر کنند.
he chucks his backpack over his shoulder and heads out.
او کولهپشتی خود را روی شانهاش میاندازد و بیرون میرود.
she chucks a few jokes during the meeting to lighten the mood.
او برای تلطیف فضا چند لطیفه در طول جلسه تعریف میکند.
he chucks his old shoes away after getting a new pair.
او بعد از خرید جفت جدید، کفشهای قدیمی خود را دور میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید