chucks

[ایالات متحده]/tʃʌks/
[بریتانیا]/tʃʌks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه گیره‌زنی استفاده شده در دستگاه‌های تراش؛ گوشت از گردن تا شانه گاو؛ اصطلاح دوستانه محبت‌آمیز؛ ضربه یا پرتاب سبک
v. پرتاب کردن یا انداختن؛ دور انداختن یا رها کردن؛ به آرامی ضربه زدن یا پرتاب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

chucks it

پرتاب می‌کند

chucks away

دور می‌اندازد

chucks on

به تن می‌کند

chucks out

بیرون می‌اندازد

chucks up

بالا می‌اندازد

chucks down

پایین می‌اندازد

chucks in

داخل می‌اندازد

chucks around

چکاندن اطراف

chucks back

پس می‌اندازد

chucks at

به سمت می‌اندازد

جملات نمونه

she chucks her old clothes every spring.

او لباس‌های قدیمی‌اش را هر سال بهار دور می‌ریزد.

he chucks the ball to his dog in the park.

او توپ را به سمت سگش در پارک پرتاب می‌کند.

they chucks their worries aside and enjoy the moment.

آنها نگرانی‌های خود را کنار گذاشته و از لحظه لذت می‌برند.

she chucks a few coins into the fountain for good luck.

او برای خوش‌شانسی چند سکه در فواره می‌اندازد.

he often chucks his old gadgets when he buys new ones.

او اغلب وسایل قدیمی خود را دور می‌اندازد وقتی وسایل جدید می‌خرد.

she chucks her phone on the bed and goes to sleep.

او تلفن همراه خود را روی تخت می‌اندازد و می‌خوابد.

they chucks their plans and decide to travel instead.

آنها برنامه‌های خود را کنار گذاشته و تصمیم می‌گیرند به جای آن سفر کنند.

he chucks his backpack over his shoulder and heads out.

او کوله‌پشتی خود را روی شانه‌اش می‌اندازد و بیرون می‌رود.

she chucks a few jokes during the meeting to lighten the mood.

او برای تلطیف فضا چند لطیفه در طول جلسه تعریف می‌کند.

he chucks his old shoes away after getting a new pair.

او بعد از خرید جفت جدید، کفش‌های قدیمی خود را دور می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید