| جمع | chungas |
la chunga
چونگا
chunga mode
حالت چونگا
chunga's revenge
بیای چونگا
el chunga
چونگا
chunga changa
چونگا چنگا
hotel chunga
هتل چونگا
big chunga
چونگا بزرگ
chunga virus
ویروس چونگا
chunga cat
گربه چونگا
chunga style
سبک چونگا
when i grow up, i want to be a chunga.
وقتی بزرگ شوم میخواهم یک چنگا باشم.
in the film, she plays a beautiful chunga.
در فیلم او یک چنگا زیبایی را بازی میکند.
they say she is the biggest chunga in town.
میگویند او بزرگترین چنگا شهر است.
the story is about a brave chunga.
این داستان درباره یک چنگا شجاع است.
the chunga loves to dance in the street.
چنگا دوست دارد در خیابان رقص کند.
she looks like a real chunga in that dress.
او در آن پوشاک به یک چنگا واقعی شبیه است.
the artist painted a portrait of a young chunga.
هنرمند یک پورتره از یک چنگا جوان نقاشی کرد.
he felt like a chunga because of the mistake.
او به دلیل اشتباه مانند یک چنگا احساس کرد.
do not act like a chunga at the party.
در جشن نمیخواهیم مانند یک چنگا رفتار کنی.
the song tells the story of a sad chunga.
این آهنگ داستان یک چنگا غمگین را روایت میکند.
the chunga waited for her friend by the door.
چنگا در پیشواز درب برای دوستش منتظر ماند.
no one expected the quiet chunga to speak up.
هیچکس انتظار نداشت که چنگا آرامش زودتر سخن بگوید.
la chunga
چونگا
chunga mode
حالت چونگا
chunga's revenge
بیای چونگا
el chunga
چونگا
chunga changa
چونگا چنگا
hotel chunga
هتل چونگا
big chunga
چونگا بزرگ
chunga virus
ویروس چونگا
chunga cat
گربه چونگا
chunga style
سبک چونگا
when i grow up, i want to be a chunga.
وقتی بزرگ شوم میخواهم یک چنگا باشم.
in the film, she plays a beautiful chunga.
در فیلم او یک چنگا زیبایی را بازی میکند.
they say she is the biggest chunga in town.
میگویند او بزرگترین چنگا شهر است.
the story is about a brave chunga.
این داستان درباره یک چنگا شجاع است.
the chunga loves to dance in the street.
چنگا دوست دارد در خیابان رقص کند.
she looks like a real chunga in that dress.
او در آن پوشاک به یک چنگا واقعی شبیه است.
the artist painted a portrait of a young chunga.
هنرمند یک پورتره از یک چنگا جوان نقاشی کرد.
he felt like a chunga because of the mistake.
او به دلیل اشتباه مانند یک چنگا احساس کرد.
do not act like a chunga at the party.
در جشن نمیخواهیم مانند یک چنگا رفتار کنی.
the song tells the story of a sad chunga.
این آهنگ داستان یک چنگا غمگین را روایت میکند.
the chunga waited for her friend by the door.
چنگا در پیشواز درب برای دوستش منتظر ماند.
no one expected the quiet chunga to speak up.
هیچکس انتظار نداشت که چنگا آرامش زودتر سخن بگوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید