churchmanship

[ایالات متحده]/ˈtʃɜːtʃmənʃɪp/
[بریتانیا]/ˈtʃɜrʧmənʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت، کیفیت، رفتار یا نگرش یک روحانی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

good churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

effective churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

traditional churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

strong churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

faithful churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

collaborative churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

innovative churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

committed churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

inclusive churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

dynamic churchmanship

خوب بودن در خدمت کلیسا

جملات نمونه

his churchmanship was evident during the community service.

رهبانیت او در طول خدمات اجتماعی آشکار بود.

good churchmanship requires dedication and commitment.

رهبانیت خوب نیاز به تعهد و فداکاری دارد.

she demonstrated exceptional churchmanship in her volunteer work.

او در کار داوطلبانه خود، رهبانیت استثنایی نشان داد.

the pastor praised the churchmanship of the congregation.

کشیش از رهبانیت جماعت تمجید کرد.

churchmanship can greatly influence community outreach programs.

رهبانیت می تواند تأثیر زیادی بر برنامه های outreach جامعه داشته باشد.

they are known for their strong churchmanship in the region.

آنها به خاطر رهبانیت قوی خود در منطقه شناخته شده اند.

his churchmanship inspired many to join the ministry.

رهبانیت او الهام بخش بسیاری برای پیوستن به وزارتخانه شد.

effective churchmanship fosters a sense of belonging.

رهبانیت موثر، حس تعلق را تقویت می کند.

churchmanship is essential for building strong faith communities.

رهبانیت برای ایجاد جوامع ایمانی قوی ضروری است.

her churchmanship was a guiding light for new members.

رهبانیت او چراغ راهنمایی برای اعضای جدید بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید