cigarets

[ایالات متحده]/sɪɡəˈrɛts/
[بریتانیا]/sɪɡəˈrɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیگارها

عبارات و ترکیب‌ها

smoke cigarets

دود سیگار

buy cigarets

خریدن سیگار

roll cigarets

پیچیدن سیگار

light cigarets

روشن کردن سیگار

quit cigarets

ترک سیگار

sell cigarets

فروش سیگار

pack of cigarets

بسته سیگار

filter cigarets

سیگار فیلتردار

cheap cigarets

سیگار ارزان

import cigarets

وارد کردن سیگار

جملات نمونه

he took a break to smoke a few cigarettes.

او برای کشیدن چند نخ سیگار استراحت کرد.

she decided to quit smoking cigarettes for her health.

او تصمیم گرفت به خاطر سلامتی‌اش سیگار نکشد.

cigarettes are often a topic of heated debate.

سیگارها اغلب موضوع بحث‌های داغ هستند.

many countries have strict regulations on cigarette advertising.

بسیاری از کشورها مقررات سختگیرانه ای در مورد تبلیغات سیگار دارند.

he found it hard to resist the urge to buy cigarettes.

او خرید سیگار را سخت تحمل کرد.

she noticed that her friend smelled like cigarettes.

او متوجه شد که دوستش بوی سیگار می‌دهد.

cigarettes contain harmful chemicals that affect health.

سیگارها حاوی مواد شیمیایی مضر هستند که بر سلامتی تأثیر می گذارند.

he used to smoke a pack of cigarettes every day.

او هر روز یک بسته سیگار می کشید.

many people are trying to quit smoking cigarettes.

بسیاری از مردم سعی می کنند سیگار نکشند.

she found a lighter and lit her cigarette.

او یک فندک پیدا کرد و سیگارش را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید