cimbalom

[ایالات متحده]/ˈsɪmbələm/
[بریتانیا]/ˈsɪmbələm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ساز دولسیمر کوبیده شده که در موسیقی رومانیایی مجارستانی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

play cimbalom

اجرای سیمبالوم

cimbalom music

موسیقی سیمبالوم

cimbalom player

نوازنده سیمبالوم

cimbalom sound

صدای سیمبالوم

cimbalom concert

اجرای کنسرت سیمبالوم

cimbalom technique

تکنیک سیمبالوم

cimbalom performance

اجرای سیمبالوم

cimbalom style

سبک سیمبالوم

cimbalom ensemble

اجرا گروهی سیمبالوم

cimbalom tradition

آداب و رسوم سیمبالوم

جملات نمونه

the cimbalom produces a unique sound that captivates audiences.

سنتور صدایی منحصر به فرد تولید می‌کند که مخاطبان را مجذوب خود می‌کند.

she learned to play the cimbalom in her music class.

او یاد گرفت که سنتور را در کلاس موسیقی خود بنوازد.

the cimbalom is often featured in eastern european folk music.

سنتور اغلب در موسیقی محلی اروپای شرقی به چشم می‌خورد.

he enjoys listening to cimbalom performances at festivals.

او از گوش دادن به اجراهای سنتور در جشنواره‌ها لذت می‌برد.

the cimbalom player added a rich texture to the ensemble.

نوازنده سنتور بافتی غنی به گروه اضافه کرد.

many people are fascinated by the cimbalom's intricate melodies.

بسیاری از مردم مجذوب ملودی‌های پیچیده سنتور هستند.

she practices the cimbalom daily to improve her skills.

او روزانه برای بهبود مهارت‌های خود، سنتور تمرین می‌کند.

the cimbalom is a central instrument in hungarian music.

سنتور یک ساز اصلی در موسیقی مجارستانی است.

he bought a cimbalom to explore new musical styles.

او یک سنتور خرید تا سبک‌های موسیقی جدید را کشف کند.

they organized a concert featuring the cimbalom and other traditional instruments.

آنها یک کنسرت با حضور سنتور و سایر سازهای سنتی برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید