cinnamons

[ایالات متحده]/ˈsɪnəmənz/
[بریتانیا]/ˈsɪnəmənz/

ترجمه

n. جمع دارچین؛ ادویه‌ای که از پوست داخلی درختی در جنوب شرقی آسیا تهیه می‌شود، به ویژه برای طعم‌دهی به غذاهای شیرین؛ رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز

عبارات و ترکیب‌ها

cinnamons and sugar

سیبنمون و شکر

cinnamons in tea

سیبنمون در چای

cinnamons for baking

سیبنمون برای پخت

cinnamons with apples

سیبنمون با سیب‌زمینی

cinnamons on toast

سیبنمون روی تست

cinnamons in oatmeal

سیبنمون در جو دوسر

cinnamons for coffee

سیبنمون برای قهوه

cinnamons in desserts

سیبنمون در دسرهای

cinnamons with honey

سیبنمون با عسل

cinnamons in smoothies

سیبنمون در اسموتی‌ها

جملات نمونه

i love adding cinnamons to my coffee.

من عاشق اضافه کردن دارچین به قهوه خود هستم.

cinnamons can enhance the flavor of baked goods.

دارچین می‌تواند طعم محصولات پخته شده را افزایش دهد.

she sprinkled cinnamons on top of the dessert.

او دارچین را روی دسر ریخت.

many recipes call for cinnamons as a key ingredient.

دستور العمل های زیادی از دارچین به عنوان یک ماده اصلی استفاده می کنند.

cinnamons are often used in holiday dishes.

دارچین اغلب در غذاهای تعطیلات استفاده می شود.

he enjoys the aroma of cinnamons in the kitchen.

او از عطر دارچین در آشپزخانه لذت می برد.

cinnamons have health benefits that many appreciate.

دارچین فواید سلامتی دارد که بسیاری از آنها قدردانی می کنند.

she made a delicious tea with cinnamons and honey.

او یک چای خوشمزه با دارچین و عسل درست کرد.

adding cinnamons can make your oatmeal taste better.

اضافه کردن دارچین می تواند باعث شود جو دوسر شما خوشمزه تر شود.

he bought a jar of organic cinnamons at the market.

او یک شیشه دارچین ارگانیک از بازار خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید