rectangle

[ایالات متحده]/'rektæŋg(ə)l/
[بریتانیا]/'rɛktæŋɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکلی با چهار طرف و چهار زاویه راست، که طرف‌های مقابل در طول برابر هستند؛ یک چهارضلعی با طرف‌های مقابل موازی و برابر در طول

عبارات و ترکیب‌ها

rectangle tool

ابزار مستطیل

جملات نمونه

The room was furnished with a large rectangle table.

اتاق با یک میز مستطیل بزرگ مبلاغ شده بود.

She drew a rectangle on the whiteboard.

او یک مستطیل روی تخته سفید کشید.

The rug in the living room is a rectangle shape.

فرش اتاق نشیمن به شکل مستطیل است.

The building has a unique rectangle design.

ساختمان دارای طرح مستطیلی منحصر به فرد است.

The garden was divided into several rectangles.

باغ به چندین مستطیل تقسیم شد.

He placed the books neatly in a rectangle stack.

او کتاب ها را به طور مرتب در یک دسته مستطیلی قرار داد.

The screen displayed a rectangle image.

صفحه نمایش یک تصویر مستطیلی نمایش داد.

The pool is a perfect rectangle shape.

استخر به شکل مستطیلی کامل است.

She cut the cake into small rectangle pieces.

او کیک را به تکه های کوچک مستطیلی برش زد.

The room was decorated with rectangle mirrors.

اتاق با آینه های مستطیلی تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید