famous circumnavigator
کاوشگر مشهور
historic circumnavigator
کاوشگر تاریخی
great circumnavigator
کاوشگر بزرگ
early circumnavigator
کاوشگر اولیه
notable circumnavigator
کاوشگر قابل توجه
famous circumnavigator's route
مسیر کاوشگر مشهور
legendary circumnavigator
کاوشگر افسانهای
skilled circumnavigator
کاوشگر ماهر
modern circumnavigator
کاوشگر مدرن
inspiring circumnavigator
کاوشگر الهامبخش
the circumnavigator sailed around the world in record time.
ملوان دور دنیاپيما در زماني كوتاه دور دنيا چرخيد.
as a circumnavigator, he shared stories of his adventures.
به عنوان یک ملوان دور دنیاپيما، او داستان های ماجراجویی هایش را به اشتراک گذاشت.
many circumnavigators face challenges at sea.
بسیاری از ملوانان دور دنیاپيما با چالش ها در دریا روبرو هستند.
the circumnavigator documented his journey in a blog.
ملوان دور دنیاپيما سفر خود را در یک وبلاگ مستند کرد.
being a circumnavigator requires great skill and determination.
ملوان دور دنیاپيما بودن به مهارت و پشتکار زیادی نیاز دارد.
she dreamed of becoming a circumnavigator since childhood.
او از دوران کودکی رویای ملوان دور دنیاپيما شدن را داشت.
the circumnavigator's route included many exotic locations.
مسیر ملوان دور دنیاپيما شامل مکان های عجیب و غریب زیادی بود.
he was celebrated as a circumnavigator in his hometown.
او به عنوان یک ملوان دور دنیاپيما در زادگاهش مورد استقبال قرار گرفت.
each circumnavigator has their unique story to tell.
هر ملوان دور دنیاپيما داستان منحصر به فرد خود را برای گفتن دارد.
the circumnavigator encountered diverse cultures during his travels.
ملوان دور دنیاپيما در طول سفر خود با فرهنگ های متنوعی روبرو شد.
famous circumnavigator
کاوشگر مشهور
historic circumnavigator
کاوشگر تاریخی
great circumnavigator
کاوشگر بزرگ
early circumnavigator
کاوشگر اولیه
notable circumnavigator
کاوشگر قابل توجه
famous circumnavigator's route
مسیر کاوشگر مشهور
legendary circumnavigator
کاوشگر افسانهای
skilled circumnavigator
کاوشگر ماهر
modern circumnavigator
کاوشگر مدرن
inspiring circumnavigator
کاوشگر الهامبخش
the circumnavigator sailed around the world in record time.
ملوان دور دنیاپيما در زماني كوتاه دور دنيا چرخيد.
as a circumnavigator, he shared stories of his adventures.
به عنوان یک ملوان دور دنیاپيما، او داستان های ماجراجویی هایش را به اشتراک گذاشت.
many circumnavigators face challenges at sea.
بسیاری از ملوانان دور دنیاپيما با چالش ها در دریا روبرو هستند.
the circumnavigator documented his journey in a blog.
ملوان دور دنیاپيما سفر خود را در یک وبلاگ مستند کرد.
being a circumnavigator requires great skill and determination.
ملوان دور دنیاپيما بودن به مهارت و پشتکار زیادی نیاز دارد.
she dreamed of becoming a circumnavigator since childhood.
او از دوران کودکی رویای ملوان دور دنیاپيما شدن را داشت.
the circumnavigator's route included many exotic locations.
مسیر ملوان دور دنیاپيما شامل مکان های عجیب و غریب زیادی بود.
he was celebrated as a circumnavigator in his hometown.
او به عنوان یک ملوان دور دنیاپيما در زادگاهش مورد استقبال قرار گرفت.
each circumnavigator has their unique story to tell.
هر ملوان دور دنیاپيما داستان منحصر به فرد خود را برای گفتن دارد.
the circumnavigator encountered diverse cultures during his travels.
ملوان دور دنیاپيما در طول سفر خود با فرهنگ های متنوعی روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید