cladistics

[ایالات متحده]/kləˈdɪstɪks/
[بریتانیا]/kləˈdɪstɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روشی برای طبقه‌بندی موجودات بر اساس نیاکان مشترک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cladistics analysis

تجزیه و تحلیل طبقه‌بندی

cladistics method

روش طبقه‌بندی

cladistics classification

طبقه بندی طبقه‌بندی

cladistics approach

رویکرد طبقه‌بندی

cladistics theory

نظریه طبقه‌بندی

cladistics framework

چارچوب طبقه‌بندی

cladistics diagram

نمودار طبقه‌بندی

cladistics model

مدل طبقه‌بندی

cladistics data

اطلاعات طبقه‌بندی

cladistics group

گروه طبقه‌بندی

جملات نمونه

cladistics is a method used in biological classification.

کلادیسم روشی است که در طبقه بندی زیستی استفاده می شود.

many scientists rely on cladistics to understand evolutionary relationships.

بسیاری از دانشمندان برای درک روابط تکاملی به کلادیسم متکی هستند.

cladistics helps in identifying common ancestors among species.

کلادیسم به شناسایی اجداد مشترک در میان گونه ها کمک می کند.

using cladistics, researchers can create phylogenetic trees.

با استفاده از کلادیسم، محققان می توانند درخت های توالی یابی ایجاد کنند.

the principles of cladistics are essential for modern taxonomy.

اصول کلادیسم برای طبقه شناسی مدرن ضروری هستند.

cladistics can sometimes challenge traditional classification methods.

کلادیسم گاهی اوقات می تواند روش های طبقه بندی سنتی را به چالش بکشد.

in cladistics, shared derived characteristics are crucial.

در کلادیسم، ویژگی های مشتق شده مشترک بسیار مهم هستند.

cladistics emphasizes the importance of evolutionary lineage.

کلادیسم بر اهمیت خط سیر تکاملی تاکید می کند.

many textbooks now include sections on cladistics.

بسیاری از کتاب های درسی اکنون بخش هایی در مورد کلادیسم دارند.

cladistics provides a clearer picture of biodiversity.

کلادیسم تصویری واضح تر از تنوع زیستی ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید