clapper

[ایالات متحده]/'klæpə/
[بریتانیا]/'klæpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که با دست زدن تشویق می‌کند؛ بخشی از یک زنگ یا سیستم زنگ که برای تولید صدا ضربه می‌زند؛ یک ساز کوبه‌ای دستی؛ شخصی که بی‌وقفه صحبت می‌کند
Word Forms
جمعclappers

عبارات و ترکیب‌ها

sound-activated clapper

دستگاه فعال‌سازی صدا

جملات نمونه

We had to drive like the clappers to get there on time.

ما باید با سرعت زیادی رانندگی می‌کردیم تا به موقع برسیم.

The ZSJL Water Motor Alarm consists of a turbine shell, a vane wheel, a transmission shaft, a dabber, a rocker arm, a clapper, an alarm seat and a support shaft etc.

آژیر آب موتور ZSJL از یک پوسته توربین، چرخ پروانه، شفت انتقال، ضربه‌زننده، بازوی اهرمی، چکش، محل نصب هشدار و شفت نگهدارنده و غیره تشکیل شده است.

The clapper hit the bell with a loud sound.

چکش با صدای بلند به زنگ خورد.

She used the clapper to call the students to assembly.

او از چکش برای جمع کردن دانش‌آموزان استفاده کرد.

The clapper of the doorbell was broken.

چکش زنگ درب شکسته بود.

The clapper of the wind chime swayed in the breeze.

چکش وزنه بادی در نسیم تاب می‌خورد.

The clapper of the clock struck midnight.

چکش ساعت نیمه شب را زد.

He rang the bell by pulling the clapper.

او با کشیدن چکش زنگ را به صدا درآورد.

The clapper was missing from the church bell.

چکش از زنگ کلیسا گم شده بود.

The clapper was painted red to match the decor.

چکش به رنگ قرمز درآوردند تا با دکوراسیون مطابقت داشته باشد.

The clapper echoed through the empty hallways.

صدای چکش در راهروهای خالی طنین انداز شد.

She heard the clapper of the tambourine in the distance.

او صدای چکش دف را از دور شنید.

نمونه‌های واقعی

Uh, maybe get some blinds or a… a clapper.

اوه، شاید چند پرده یا یک... یک کلپر.

منبع: Gossip Girl Selected

They're selling gorditas under the clapper.

آنها گوردیتاس را زیر کلپر می‌فروشند.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

The earliest would have been simple hand bells, with a clapper inside to produce the sound.

در اوایل، زنگ‌های دستی ساده با یک کلپر در داخل برای تولید صدا وجود داشتند.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

Later the clapper was abandoned, and bronze bells were played by being hit on the outside with a hammer.

بعداً کلپر رها شد و زنگ‌های برنزی با ضربه زدن به قسمت بیرونی با چکش نواخته می‌شدند.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

The thing was pointed at one end, had a spring-wound clapper at the other end.

آن چیز در یک طرف تیز بود، در طرف دیگر یک کلپر فنری داشت.

منبع: "Dune" audiobook

The videos showed that people were strongly swayed by other audience members, or even by just one particularly influential clapper.

فیلم‌ها نشان دادند که مردم به شدت تحت تأثیر سایر اعضای تماشاچی یا حتی فقط یک کلپر تأثیرگذار قرار می‌گیرند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2013

His heart beat in his chest like the clapper of a bell.

قلبش در سینه‌اش مانند کلپر یک زنگ می‌زد.

منبع: The Mystery of 813 (Part Two)

Uh, maybe get someblinds or A... a clapper.

اوه، شاید چند پرده یا یک... یک کلپر.

منبع: Gossip Girl Season 1

All this TV stuff going on, I'm just a little out of it. - Wait, you know the clapper? - Yeah.

همه این کار و کناری تلویزیونی، من کمی گیج هستم. - صبر کن، شما کلپر را می‌دانید؟ - بله.

منبع: Learn English by Watching Movies with VOA

I have to admit my heart was going like the clappers when I opened that first box and big mama beaver came out.

باید اعتراف کنم وقتی آن جعبه اول را باز کردم و خانم بزرگ بیور بیرون آمد، قلبم مثل کلپرها می‌رفت.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید