play clavichord
اجرای کلآویچورد
clavichord music
موسیقی کلآویچورد
clavichord sound
صدای کلآویچورد
tune clavichord
تنظیم کلآویچورد
clavichord player
نوازنده کلآویچورد
clavichord technique
تکنیک کلآویچورد
clavichord design
طراحی کلآویچورد
clavichord performance
اجرای کلآویچورد
clavichord workshop
کارگاه کلآویچورد
clavichord repertoire
آهنگهای کلآویچورد
the clavichord is a popular instrument for practicing early music.
کلاویکورد یک ساز محبوب برای تمرین موسیقی رنسانس است.
many composers wrote pieces specifically for the clavichord.
بسیاری از آهنگسازان قطعاتی را به طور خاص برای کلاویکورد نوشتند.
she enjoys playing the clavichord in her free time.
او از نواختن کلاویکورد در اوقات فراغت خود لذت می برد.
the soft sound of the clavichord creates a calming atmosphere.
صدای ملایم کلاویکورد فضایی آرامش بخش ایجاد می کند.
learning to play the clavichord can be quite challenging.
یادگیری نواختن کلاویکورد می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.
he has a beautiful collection of antique clavichords.
او مجموعه ای زیبا از کلویورد های قدیمی دارد.
the clavichord was widely used during the renaissance period.
کلویوردها در دوره رنسانس به طور گسترده استفاده می شد.
she performed a stunning piece on the clavichord.
او یک قطعه چشم نواز را با کلویورد اجرا کرد.
clavichords can be quite delicate instruments.
کلویوردها می توانند سازهای بسیار ظریفی باشند.
he prefers the sound of the clavichord over the piano.
او صدای کلویورد را بیشتر از پیانو ترجیح می دهد.
play clavichord
اجرای کلآویچورد
clavichord music
موسیقی کلآویچورد
clavichord sound
صدای کلآویچورد
tune clavichord
تنظیم کلآویچورد
clavichord player
نوازنده کلآویچورد
clavichord technique
تکنیک کلآویچورد
clavichord design
طراحی کلآویچورد
clavichord performance
اجرای کلآویچورد
clavichord workshop
کارگاه کلآویچورد
clavichord repertoire
آهنگهای کلآویچورد
the clavichord is a popular instrument for practicing early music.
کلاویکورد یک ساز محبوب برای تمرین موسیقی رنسانس است.
many composers wrote pieces specifically for the clavichord.
بسیاری از آهنگسازان قطعاتی را به طور خاص برای کلاویکورد نوشتند.
she enjoys playing the clavichord in her free time.
او از نواختن کلاویکورد در اوقات فراغت خود لذت می برد.
the soft sound of the clavichord creates a calming atmosphere.
صدای ملایم کلاویکورد فضایی آرامش بخش ایجاد می کند.
learning to play the clavichord can be quite challenging.
یادگیری نواختن کلاویکورد می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.
he has a beautiful collection of antique clavichords.
او مجموعه ای زیبا از کلویورد های قدیمی دارد.
the clavichord was widely used during the renaissance period.
کلویوردها در دوره رنسانس به طور گسترده استفاده می شد.
she performed a stunning piece on the clavichord.
او یک قطعه چشم نواز را با کلویورد اجرا کرد.
clavichords can be quite delicate instruments.
کلویوردها می توانند سازهای بسیار ظریفی باشند.
he prefers the sound of the clavichord over the piano.
او صدای کلویورد را بیشتر از پیانو ترجیح می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید