clavichord

[ایالات متحده]/ˈklævɪkɔːd/
[بریتانیا]/ˈklævɪˌkɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ساز کیبورد که صدا را با ضربه زدن به رشته‌ها با تانژنت‌ها تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

play clavichord

اجرای کلآویچورد

clavichord music

موسیقی کلآویچورد

clavichord sound

صدای کلآویچورد

tune clavichord

تنظیم کلآویچورد

clavichord player

نوازنده کلآویچورد

clavichord technique

تکنیک کلآویچورد

clavichord design

طراحی کلآویچورد

clavichord performance

اجرای کلآویچورد

clavichord workshop

کارگاه کلآویچورد

clavichord repertoire

آهنگ‌های کلآویچورد

جملات نمونه

the clavichord is a popular instrument for practicing early music.

کلاویکورد یک ساز محبوب برای تمرین موسیقی رنسانس است.

many composers wrote pieces specifically for the clavichord.

بسیاری از آهنگسازان قطعاتی را به طور خاص برای کلاویکورد نوشتند.

she enjoys playing the clavichord in her free time.

او از نواختن کلاویکورد در اوقات فراغت خود لذت می برد.

the soft sound of the clavichord creates a calming atmosphere.

صدای ملایم کلاویکورد فضایی آرامش بخش ایجاد می کند.

learning to play the clavichord can be quite challenging.

یادگیری نواختن کلاویکورد می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

he has a beautiful collection of antique clavichords.

او مجموعه ای زیبا از کلویورد های قدیمی دارد.

the clavichord was widely used during the renaissance period.

کلویوردها در دوره رنسانس به طور گسترده استفاده می شد.

she performed a stunning piece on the clavichord.

او یک قطعه چشم نواز را با کلویورد اجرا کرد.

clavichords can be quite delicate instruments.

کلویوردها می توانند سازهای بسیار ظریفی باشند.

he prefers the sound of the clavichord over the piano.

او صدای کلویورد را بیشتر از پیانو ترجیح می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید