clearcutnesses

[ایالات متحده]/ˈklɪəkʌtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈklɪrkʌtnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن واضح و قطعی؛ متمایز بودن

جملات نمونه

the clearcutnesses of the instructions helped us avoid confusion.

وضوح دستورالعمل‌ها به ما کمک کرد تا از سردرگمی جلوگیری کنیم.

we need to evaluate the clearcutnesses of these different proposals.

ما باید وضوح این پیشنهاد‌های مختلف را ارزیابی کنیم.

several clearcutnesses in his argument made the debate easier.

چندین وضوح در استدلال او باعث ساده‌تر شدن بحث شد.

the clearcutnesses of the rules were questioned by the players.

وضوح قوانین توسط بازیکنان مورد پرسش قرار گرفت.

she appreciated the clearcutnesses found in the textbook diagrams.

او وضوح‌هایی که در نمودارهای کتاب درسی یافت شدند را قدر دانست.

the clearcutnesses of the mountain peaks were stunning this morning.

وضوح قله‌های کوه‌ها امروز صبح شگفت‌انگیز بود.

legal contracts demand absolute clearcutnesses regarding all obligations.

قراردادهای قانونی وضوح کاملی را در مورد تمامی تعهدات می‌طلبد.

the clearcutnesses of the audio recordings improved significantly.

وضوح ضبط‌های صوتی به طور قابل توجهی بهبود یافت.

we must maintain the clearcutnesses of our communication channels.

ما باید وضوح کانال‌های ارتباطی خود را حفظ کنیم.

the clearcutnesses of the glass allowed perfect visibility outside.

وضوح شیشه امکان دیدن کامل به خارج را فراهم کرد.

differences in the clearcutnesses of the images were notable.

تفاوت‌های وضوح تصاویر قابل توجه بود.

he spoke with clearcutnesses that impressed the entire audience.

او با وضوح‌هایی صحبت کرد که تمام جمهور را تحت تأثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید