cleg

[ایالات متحده]/klɛg/
[بریتانیا]/klɛg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مگس اسب یا مگس بُت؛ (بریتانیا) نوعی مگس که بر روی دام و اسب‌ها تغذیه می‌کند
شکل‌های واژه
جمعclegs

عبارات و ترکیب‌ها

cleg bite

گزش کنه

cleg repellent

دفع کننده کنه

cleg infestation

آلودگی کنه

cleg season

فصل کنه

cleg trap

تله کنه

cleg control

کنترل کنه

cleg species

گونه‌های کنه

cleg larvae

لارو کنه

cleg bite symptoms

علائم گزش کنه

cleg management

مدیریت کنه

جملات نمونه

the cleg buzzed around my ear.

ه سر من دور می‌چرخید.

i felt a cleg sting on my arm.

گزش یک کلگ را روی بازوی خود احساس کردم.

watch out for the clegs in the summer.

در تابستان مراقب کلگ‌ها باشید.

the cleg is known for its painful bite.

کلگ به دلیل گزش دردناکش معروف است.

she swatted the cleg away from her face.

او کلگ را از صورت خود دور زد.

clegs are common in grassy areas.

کلگ‌ها در مناطق علفی رایج هستند.

he complained about the cleg infestation.

او در مورد آفت کلگ شکایت کرد.

we need to find a way to repel clegs.

ما باید راهی برای دفع کلگ‌ها پیدا کنیم.

the cleg's bite can cause allergic reactions.

گزش کلگ می‌تواند باعث واکنش‌های آلرژیک شود.

during the hike, i got bitten by a cleg.

در طول پیاده‌روی، توسط یک کلگ گاز گرفته شدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید