the clemenceaux
کلمانسواو
clemenceaux family
خانواده کلمانسواو
both clemenceaux
هر دو کلمانسواو
these clemenceaux
این کلمانسواو
clemenceaux legacy
میراث کلمانسواو
the clemenceaux era
دوره کلمانسواو
clemenceaux history
تاریخ کلمانسواو
meeting the clemenceaux
ملاقات با کلمانسواو
clemenceaux descendants
نسلهای کلمانسواو
the old clemenceaux
کلمانسواو قدیم
clemenceau's leadership was crucial during the final years of the war.
رهبری کلمانسیو در سالهای پایانی جنگ اهمیت زیادی داشت.
clemenceau and wilson disagreed on many key points at the peace conference.
کلمانسیو و ویلson در چندین نکته کلیدی در کنفرانس صلح با یکدیگر متفق نبودند.
clemenceau's government demanded harsh terms for germany.
دولت کلمانسیو از آلمان شرایط سختی را خواست.
the clemenceau cabinet pursued a firm stance on reparations.
کابینه کلمانسیو در مورد جبران خسارت از موضعی محکم حمایت کرد.
clemenceau's diplomacy shaped the treaty of versailles significantly.
دیپلماسی کلمانسیو به طور قابل توجهی معاهده ورسای را شکل داد.
clemenceau's vision for europe differed from wilson's idealist approach.
دیدگاه کلمانسیو در مورد اروپا با رویکرد ایدئولوژیک ویلson متفاوت بود.
clemenceau's political career spanned several decades of french history.
کاریابی سیاسی کلمانسیو در طول چند دهه از تاریخ فرانسه ادامه یافت.
the clemenceau era marked a transformative period in french politics.
دوره کلمانسیو یک دوره تحولآفرین در سیاست فرانسه بود.
clemenceau's stubborn determination earned him the nickname "the tiger".
ثبات و اصرار کلمانسیو باعث شد که او نام "نمره" را به عنوان لقب به او داده شود.
critics of clemenceau's peace plan argued it was too punitive.
انتقادات به برنامه صلح کلمانسیو میگوید که آن زیاد سختگیرانه بود.
clemenceau's influence extended beyond france into international affairs.
تأثیر کلمانسیو فراتر از فرانسه به امور بینالملل گسترش یافت.
the clemenceaux
کلمانسواو
clemenceaux family
خانواده کلمانسواو
both clemenceaux
هر دو کلمانسواو
these clemenceaux
این کلمانسواو
clemenceaux legacy
میراث کلمانسواو
the clemenceaux era
دوره کلمانسواو
clemenceaux history
تاریخ کلمانسواو
meeting the clemenceaux
ملاقات با کلمانسواو
clemenceaux descendants
نسلهای کلمانسواو
the old clemenceaux
کلمانسواو قدیم
clemenceau's leadership was crucial during the final years of the war.
رهبری کلمانسیو در سالهای پایانی جنگ اهمیت زیادی داشت.
clemenceau and wilson disagreed on many key points at the peace conference.
کلمانسیو و ویلson در چندین نکته کلیدی در کنفرانس صلح با یکدیگر متفق نبودند.
clemenceau's government demanded harsh terms for germany.
دولت کلمانسیو از آلمان شرایط سختی را خواست.
the clemenceau cabinet pursued a firm stance on reparations.
کابینه کلمانسیو در مورد جبران خسارت از موضعی محکم حمایت کرد.
clemenceau's diplomacy shaped the treaty of versailles significantly.
دیپلماسی کلمانسیو به طور قابل توجهی معاهده ورسای را شکل داد.
clemenceau's vision for europe differed from wilson's idealist approach.
دیدگاه کلمانسیو در مورد اروپا با رویکرد ایدئولوژیک ویلson متفاوت بود.
clemenceau's political career spanned several decades of french history.
کاریابی سیاسی کلمانسیو در طول چند دهه از تاریخ فرانسه ادامه یافت.
the clemenceau era marked a transformative period in french politics.
دوره کلمانسیو یک دوره تحولآفرین در سیاست فرانسه بود.
clemenceau's stubborn determination earned him the nickname "the tiger".
ثبات و اصرار کلمانسیو باعث شد که او نام "نمره" را به عنوان لقب به او داده شود.
critics of clemenceau's peace plan argued it was too punitive.
انتقادات به برنامه صلح کلمانسیو میگوید که آن زیاد سختگیرانه بود.
clemenceau's influence extended beyond france into international affairs.
تأثیر کلمانسیو فراتر از فرانسه به امور بینالملل گسترش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید