clogg

[ایالات متحده]/klɒɡ/
[بریتانیا]/klɑːɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی.
v. مانع گذاشتن یا مسدود کردن.
شکل‌های واژه
جمعcloggs

عبارات و ترکیب‌ها

clogged drain

تولیدات گرفتار شده

clogged arteries

arteries گرفتار شده

clogging up

پر شدن

clogged with

گرفتار شده با

جملات نمونه

the drain is clogged with hair.

مجرور با موها مسدود شده است.

heavy traffic clogged the highways.

تрафیک سنگین باعث مسدود شدن جاده‌ها شد.

dust clogged the air filter.

گرد و غبار فیلتر هوا را مسدود کرد.

too much data clogged the network.

داده‌های زیاد شبکه را مسدود کرد.

the sink is completely clogged.

مجرور کاملاً مسدود شده است.

snow clogged the streets after the storm.

باد برفی باعث مسدود شدن خیابان‌ها شد.

grease clogged the kitchen pipes.

چربی لوله‌های آشپزخانه را مسدود کرد.

the machine got clogged with debris.

ماشین با گرد و غبار مسدود شد.

paper clogged the printer again.

کاغذ دوباره چاپگر را مسدود کرد.

mud clogged the car wheels.

خاک لاستیک‌های ماشین را مسدود کرد.

his mind was clogged with worries.

ذهن او با نگرانی‌ها مسدود شده بود.

traffic clogged the city center during rush hour.

تрафیک در ساعت اوج باعث مسدود شدن مرکز شهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید