clomiphene

[ایالات متحده]/ˈkləʊmɪfiːn/
[بریتانیا]/ˈkloʊmɪfiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داروی باروری مصنوعی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

clomiphene citrate

سیترات کلومیفن

clomiphene treatment

درمان با کلومیفن

clomiphene use

مصرف کلومیفن

clomiphene dosage

دوز کلومیفن

clomiphene therapy

درماني با کلومیفن

clomiphene side effects

عوارض جانبی کلومیفن

clomiphene prescription

تجویز کلومیفن

clomiphene cycle

چرخه کلومیفن

clomiphene efficacy

اثربخشی کلومیفن

clomiphene analysis

تجزیه و تحلیل کلومیفن

جملات نمونه

clomiphene is often prescribed for infertility treatments.

کلوميفن اغلب برای درمان‌های ناباروری تجویز می‌شود.

many women respond well to clomiphene therapy.

بسیاری از زنان به خوبی به درمان کلوميفن پاسخ می‌دهند.

doctors may recommend clomiphene for ovulation induction.

پزشکان ممکن است کلوميفن را برای القای تخمک‌گذاری توصیه کنند.

clomiphene can help regulate menstrual cycles.

کلوميفن می‌تواند به تنظیم چرخه‌های قاعدگی کمک کند.

side effects of clomiphene include hot flashes.

عوارض جانبی کلوميفن شامل گرگ و ماه است.

some patients experience mood swings while taking clomiphene.

برخی از بیماران در هنگام مصرف کلوميفن دچار نوسانات خلقی می‌شوند.

clomiphene is available in tablet form.

کلوميفن به صورت قرص در دسترس است.

it is important to follow the dosage instructions for clomiphene.

رعایت دستورالعمل‌های دوز مصرفی برای کلوميفن مهم است.

clomiphene is not suitable for everyone.

کلوميفن برای همه مناسب نیست.

regular monitoring is necessary during clomiphene treatment.

در طول درمان با کلوميفن، پایش منظم ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید