clonidines

[ایالات متحده]/ˈklɒnɪdiːnz/
[بریتانیا]/ˈkloʊnɪˌdinz/

ترجمه

n. نوعی داروی ضد فشار خون که برای درمان فشار خون بالا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

clonidines dosage

دوز کلونیدین

clonidines effects

اثرات کلونیدین

clonidines use

مصرف کلونیدین

clonidines treatment

درمان با کلونیدین

clonidines side effects

عوارض جانبی کلونیدین

clonidines withdrawal

قطع کلونیدین

clonidines interaction

تعاملات کلونیدین

clonidines benefits

فواید کلونیدین

clonidines formulation

فرمولاسیون کلونیدین

clonidines prescription

تجویز کلونیدین

جملات نمونه

clonidines can help manage high blood pressure.

کلونیدین‌ها می‌توانند به مدیریت فشار خون بالا کمک کنند.

doctors may prescribe clonidines for adhd treatment.

پزشکان ممکن است کلونیدین‌ها را برای درمان ADHD تجویز کنند.

clonidines are often used in withdrawal management.

کلونیدین‌ها اغلب در مدیریت ترک مورد استفاده قرار می‌گیرند.

some patients report side effects from clonidines.

برخی از بیماران عوارض جانبی ناشی از کلونیدین‌ها را گزارش می‌کنند.

clonidines can be administered via patches.

کلونیدین‌ها می‌توانند از طریق پچ‌ها تجویز شوند.

healthcare providers monitor patients on clonidines closely.

ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی بیماران مصرف‌کننده کلونیدین را به دقت زیر نظر دارند.

clonidines may interact with other medications.

کلونیدین‌ها ممکن است با سایر داروها взаимодей کنند.

it's important to follow dosing instructions for clonidines.

رعایت دستورالعمل‌های دوز مصرفی برای کلونیدین‌ها مهم است.

clonidines can cause drowsiness in some individuals.

کلونیدین‌ها می‌توانند باعث خواب‌آلودگی در برخی افراد شوند.

patients should discuss their history before starting clonidines.

بیماران باید قبل از شروع مصرف کلونیدین‌ها، سابقه پزشکی خود را با پزشک در میان بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید