clubman

[ایالات متحده]/ˈklʌb.mən/
[بریتانیا]/ˈklʌb.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از یک باشگاه؛ شخصی که از فعالیت‌های باشگاهی لذت می‌برد؛ یک بازیگوش؛ یک عضو از یک باشگاه اجتماعی
Word Forms
جمعclubmen

عبارات و ترکیب‌ها

clubman style

سبک کلابمن

clubman edition

نسخه کلابمن

clubman model

مدل کلابمن

clubman features

ویژگی‌های کلابمن

clubman community

جامعه کلابمن

clubman event

رویداد کلابمن

clubman membership

عضویت کلابمن

clubman lifestyle

سبک زندگی کلابمن

clubman network

شبکه کلابمن

clubman gathering

همایش کلابمن

جملات نمونه

the clubman enjoyed the weekend events with friends.

کلوبمن از رویدادهای آخر هفته با دوستان لذت برد.

as a clubman, he took pride in his collection of vintage cars.

به عنوان یک کلوبمن، او به داشتن مجموعه‌ای از اتومبیل‌های قدیمی افتخار می‌کرد.

the clubman organized a charity event for the community.

کلوبمن یک رویداد خیریه برای جامعه سازماندهی کرد.

every clubman should contribute to the club's success.

هر کلوبمنی باید به موفقیت باشگاه کمک کند.

being a clubman means networking with like-minded individuals.

کلوبمن بودن به معنای شبکه‌سازی با افراد همفکر است.

the clubman participated in the annual tournament.

کلوبمن در مسابقات سالانه شرکت کرد.

she met many interesting people as a clubman.

او به عنوان یک کلوبمن با افراد جالب زیادی ملاقات کرد.

the clubman shared his expertise with newcomers.

کلوبمن تخصص خود را با افراد جدید در میان گذاشت.

he was known as a dedicated clubman in the local community.

او به عنوان یک کلوبمن متعهد در جامعه محلی شناخته می‌شد.

being a clubman requires commitment and passion.

کلوبمن بودن نیاز به تعهد و اشتیاق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید