clyster

[ایالات متحده]/ˈklɪstə/
[بریتانیا]/ˈklaɪstər/

ترجمه

n. روش وارد کردن مایع به رکتوم; ابزاری که برای این روش استفاده می‌شود
vt. وارد کردن مایع به رکتوم
Word Forms
جمعclysters

عبارات و ترکیب‌ها

clyster therapy

درمان با کلستِر

clyster administration

تجویز کلستِر

clyster treatment

درمان با کلستِر

clyster solution

محلول کلستِر

clyster kit

ست کلستِر

clyster procedure

روش کلستِر

clyster use

استفاده از کلستِر

clyster benefits

مزایای کلستِر

clyster method

روش کلستِر

clyster equipment

تجهیزات کلستِر

جملات نمونه

he needed a clyster to relieve his constipation.

او برای رفع یبوﺩﺩی به یک клистер نیاز داشت.

the doctor recommended a clyster for the patient.

پزشک клистер را برای بیمار توصیه کرد.

using a clyster can help with bowel cleansing.

استفاده از клистер می‌تواند به پاکسازی روده کمک کند.

she prepared a clyster at home for her discomfort.

او клистер را در خانه برای رفع ناراحتی خود آماده کرد.

after the clyster, he felt much better.

بعد از клистер، او احساس بهتری کرد.

they discussed the benefits of using a clyster.

آنها مزایای استفاده از клистер را مورد بحث قرار دادند.

it is important to follow instructions when using a clyster.

هنگام استفاده از клистер، پیروی از دستورالعمل‌ها مهم است.

some people find a clyster uncomfortable but effective.

برخی از افراد клистер را ناراحت کننده اما موثر می‌دانند.

he was nervous about administering the clyster himself.

او در مورد انجام клистер خود نگران بود.

she learned how to properly use a clyster from a nurse.

او یاد گرفت که چگونه از یک پرستار به درستی از клистер استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید