cnt

[ایالات متحده]/siː-ɛn-tiː/
[بریتانیا]/si-ɛn-ti/

ترجمه

n. شمارنده، معمولاً در حلقه‌ها یا برای شمارش موارد در محاسبات

جملات نمونه

we need to cnt the number of attendees at the conference.

ما باید تعداد شرکت‌کنندگان در کنفرانس را شمارش کنیم.

please cnt the total sales for the month of july.

لطفاً کل فروش ماه ژوئیه را شمارش کنید.

the team will cnt the project's progress weekly.

تیم به صورت هفتگی پیشرفت پروژه را شمارش خواهد کرد.

can you cnt the number of errors in the code?

آیا می توانید تعداد خطاها در کد را شمارش کنید؟

we should cnt the website traffic daily.

ما باید ترافیک وب سایت را به صورت روزانه شمارش کنیم.

the analyst will cnt customer feedback regularly.

تحلیلگر به طور منظم بازخورد مشتریان را شمارش خواهد کرد.

it's important to cnt expenses carefully.

دقت در شمارش هزینه ها مهم است.

the researcher aims to cnt population growth.

محقق قصد دارد رشد جمعیت را شمارش کند.

we can cnt the results after the experiment.

ما می توانیم نتایج را پس از آزمایش شمارش کنیم.

the manager asked us to cnt employee performance.

مدیر از ما خواست عملکرد کارکنان را شمارش کنیم.

let's cnt the donations received this year.

بیایید کمک های مالی دریافت شده امسال را شمارش کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید