| جمع | coalmen |
the coalman had to lump one-hundredweight sacks right through the house.
چنگکزن مجبور بود کیسههای صد پوند را از میان خانه عبور دهد.
A tailor, hatter and barber made sure he was well presented, while a chimney sweep and a coalman kept his fire going.
یک خیاط، کلاه فروش و اصلاح کننده اطمینان حاصل کردند که او به خوبی ارائه شده است، در حالی که یک جاروچی دودکش و یک زغال فروش آتش او را روشن نگه داشتند.
the coalman had to lump one-hundredweight sacks right through the house.
چنگکزن مجبور بود کیسههای صد پوند را از میان خانه عبور دهد.
A tailor, hatter and barber made sure he was well presented, while a chimney sweep and a coalman kept his fire going.
یک خیاط، کلاه فروش و اصلاح کننده اطمینان حاصل کردند که او به خوبی ارائه شده است، در حالی که یک جاروچی دودکش و یک زغال فروش آتش او را روشن نگه داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید