coccid

[ایالات متحده]/ˈkɒksɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑːksɪd/

ترجمه

n. حشره مقیاس
Word Forms
جمعcoccids

عبارات و ترکیب‌ها

coccid infection

عفونت کوکسیدی

coccid life cycle

چرخه زندگی کوکسیدی

coccid treatment

درمان کوکسیدیوز

coccid control

کنترل کوکسیدیوز

coccid species

گونه‌های کوکسیدی

coccid prevalence

شیوع کوکسیدیوز

coccid outbreak

شیوع کوکسیدیوز

coccid diagnosis

تشخیص کوکسیدیوز

coccid prevention

پیشگیری از کوکسیدیوز

coccid symptoms

علائم کوکسیدیوز

جملات نمونه

coccid infections can affect many species of animals.

عفونت‌های کوکسیدی می‌توانند بسیاری از گونه‌های حیوانات را تحت تأثیر قرار دهند.

farmers often monitor coccid levels in livestock.

کشاورزان اغلب سطح کوکسیدی را در دام بررسی می‌کنند.

coccid treatment is essential for maintaining animal health.

درمان کوکسیدی برای حفظ سلامت حیوانات ضروری است.

preventing coccid outbreaks requires good hygiene practices.

جلوگیری از شیوع کوکسیدی نیاز به رعایت بهداشت خوب دارد.

veterinarians often prescribe medications for coccid infections.

پزشکان دامپزشکی اغلب داروها را برای عفونت‌های کوکسیدی تجویز می‌کنند.

understanding the life cycle of coccid is important for control measures.

درک چرخه زندگی کوکسیدی برای اقدامات کنترلی مهم است.

coccid can cause severe diarrhea in infected animals.

کوکسیدی می‌تواند باعث اسهال شدید در حیوانات آلوده شود.

research on coccid resistance is ongoing in animal science.

تحقیقات در مورد مقاومت کوکسیدی در حال انجام است علم دامپزشکی.

effective vaccination can reduce the incidence of coccid infections.

واکسیناسیون موثر می‌تواند بروز عفونت‌های کوکسیدی را کاهش دهد.

farm biosecurity helps prevent the spread of coccid.

امنیت زیستی مزرعه به جلوگیری از گسترش کوکسیدی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید