cockles

[ایالات متحده]/ˈkɒkəlz/
[بریتانیا]/ˈkɑːkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرم‌تن‌های دوکفه‌ای دریایی کوچک؛ قایق‌های کوچک؛ امواج یا موجک‌ها؛ چین و چروک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cockles and mussels

خرطوش‌ها و صدف‌ها

cockles of heart

خرطوش‌های قلب

cockles for dinner

خرطوش برای شام

fresh cockles

خرطوش تازه

cockles in shells

خرطوش در صدف

cockles on toast

خرطوش روی تست

cockles in sauce

خرطوش در سس

cockles with lemon

خرطوش با لیمو

جملات نمونه

she loves to collect cockles at the beach.

او عاشق جمع آوری صدف ها در ساحل است.

fresh cockles are a delicacy in many coastal regions.

صدف های تازه در بسیاری از مناطق ساحلی یک غذای خوشمزه هستند.

he cooked cockles with garlic and parsley.

او صدف ها را با سیر و جعفری پخت.

we found cockles buried in the sand.

ما صدف هایی را که در زیر شن و ماسه دفن شده بودند پیدا کردیم.

she was thrilled to discover a recipe for cockles.

او از کشف یک دستور العمل برای صدف ها هیجان زده شد.

eating cockles reminds me of summer vacations.

خوردن صدف ها من را به یاد تعطیلات تابستانی می اندازد.

they served cockles as part of the seafood platter.

آنها صدف ها را به عنوان بخشی از غذای دریایی سرو کردند.

we enjoyed a delicious dish of cockles and pasta.

ما از یک غذای خوشمزه صدف و پاستا لذت بردیم.

she often goes cockle picking with her friends.

او اغلب با دوستانش برای جمع آوری صدف می رود.

he learned how to clean cockles properly.

او یاد گرفت که چگونه صدف ها را به درستی تمیز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید