the cohabitors agreed to split the rent evenly.
همسکونان موافقت کردند که اجاره را به طور مساوی تقسیم کنند.
many cohabitors prefer to keep their finances separate.
بسیاری از همسکونان تمایل دارند که مالیات خود را جدا نگه دارند.
cohabitors often face challenges when deciding on household responsibilities.
همسکونان اغلب در زمان تصمیم گیری درباره مسئولیت های خانه با چالش هایی مواجه می شوند.
the cohabitors decided to adopt a pet together.
همسکونان تصمیم گرفتند که به طور مشترک یک حیوان خانوادگی بپذیرند.
young cohabitors are increasingly choosing this lifestyle.
همسکونان جوان به طور فزاینده ای این سبک زندگی را انتخاب می کنند.
the two cohabitors have been sharing an apartment for three years.
این دو همسکون برای سه سال یک آپارتمان را با هم به اشتراک می گذارند.
cohabitors should discuss their expectations early in the relationship.
همسکونان باید انتظارات خود را در ابتدای رابطه بحث کنند.
the cohabitors are planning to buy a house together.
همسکونان در حال برنامه ریزی برای خرید یک خانه به طور مشترک هستند.
unmarried cohabitors have different legal rights than married couples.
همسکونان مجرد حقوق قانونی متفاوتی نسبت به زوج های ازدواج کرده دارند.
successful cohabitors communicate openly about conflicts.
همسکونان موفق درباره اختلافات به صورت باز و گسترده ارتباط برقرار می کنند.
the cohabitors hired a professional cleaner once a week.
همسکونان یک پاک کن حرفه ای را یک بار در هفته استخدام کردند.
many cohabitors struggle with balancing personal space and shared time.
بسیاری از همسکونان با تعادل فضای شخصی و زمان مشترک مبارزه می کنند.
the cohabitors agreed to split the rent evenly.
همسکونان موافقت کردند که اجاره را به طور مساوی تقسیم کنند.
many cohabitors prefer to keep their finances separate.
بسیاری از همسکونان تمایل دارند که مالیات خود را جدا نگه دارند.
cohabitors often face challenges when deciding on household responsibilities.
همسکونان اغلب در زمان تصمیم گیری درباره مسئولیت های خانه با چالش هایی مواجه می شوند.
the cohabitors decided to adopt a pet together.
همسکونان تصمیم گرفتند که به طور مشترک یک حیوان خانوادگی بپذیرند.
young cohabitors are increasingly choosing this lifestyle.
همسکونان جوان به طور فزاینده ای این سبک زندگی را انتخاب می کنند.
the two cohabitors have been sharing an apartment for three years.
این دو همسکون برای سه سال یک آپارتمان را با هم به اشتراک می گذارند.
cohabitors should discuss their expectations early in the relationship.
همسکونان باید انتظارات خود را در ابتدای رابطه بحث کنند.
the cohabitors are planning to buy a house together.
همسکونان در حال برنامه ریزی برای خرید یک خانه به طور مشترک هستند.
unmarried cohabitors have different legal rights than married couples.
همسکونان مجرد حقوق قانونی متفاوتی نسبت به زوج های ازدواج کرده دارند.
successful cohabitors communicate openly about conflicts.
همسکونان موفق درباره اختلافات به صورت باز و گسترده ارتباط برقرار می کنند.
the cohabitors hired a professional cleaner once a week.
همسکونان یک پاک کن حرفه ای را یک بار در هفته استخدام کردند.
many cohabitors struggle with balancing personal space and shared time.
بسیاری از همسکونان با تعادل فضای شخصی و زمان مشترک مبارزه می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید