coiffeurs

[ایالات متحده]/kwɒˈfɜː/
[بریتانیا]/kwɑˈfɜr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرایشگر مرد؛ آرایشگر برای زنان

عبارات و ترکیب‌ها

coiffeur salon

سالن آرایشگاه

coiffeur services

خدمات آرایشگاه

coiffeur appointment

نوبت آرایشگاه

coiffeur style

سبک آرایشگاه

coiffeur training

آموزش آرایشگاه

coiffeur tools

ابزارهای آرایشگاه

coiffeur products

محصولات آرایشگاه

coiffeur trends

ترندهای آرایشگاه

coiffeur techniques

تکنیک‌های آرایشگاه

coiffeur consultation

مشاوره آرایشگاه

جملات نمونه

i need to visit the coiffeur for a haircut.

من نیاز دارم برای کوتاه کردن موهایم به آرایشگر سر بزنم.

the coiffeur styled my hair beautifully for the event.

آرایشگر موهای من را به زیبایی برای مهمانی مدل کرد.

she always trusts her coiffeur for the latest trends.

او همیشه برای آخرین ترندها به آرایشگر خود اعتماد دارد.

my coiffeur suggested a new color for my hair.

آرایشگر من یک رنگ جدید برای موهایم پیشنهاد داد.

it's important to communicate with your coiffeur about your preferences.

ارتباط با آرایشگر خود در مورد ترجیحاتتان مهم است.

the coiffeur recommended some products for hair care.

آرایشگر محصولات مراقبت از مو را توصیه کرد.

i have an appointment with my coiffeur next week.

من هفته آینده با آرایشگر خود وقت ملاقات دارم.

my coiffeur is known for her amazing updos.

آرایشگر من به خاطر مدل موی بافته شده شگفت انگیز خود مشهور است.

after visiting the coiffeur, i felt more confident.

بعد از رفتن به آرایشگر، احساس اعتماد به نفس بیشتری کردم.

finding a good coiffeur can make a big difference.

پیدا کردن یک آرایشگر خوب می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید