coiffuring

[ایالات متحده]/kwɑː'fjʊə/
[بریتانیا]/kwɑ'fjʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدل مو
vt. حالت دادن به مو؛ پوشیدن کلاه

جملات نمونه

She went to the salon to get a new coiffure.

او برای دریافت یک مدل موی جدید به آرایشگاه رفت.

Her coiffure for the wedding was elegant and sophisticated.

مدل موی او برای عروسی شیک و مجلل بود.

The stylist recommended a chic coiffure for the fashion show.

آرایشگر یک مدل موی شیک برای نمایش مد پیشنهاد کرد.

He always keeps his coiffure neat and well-groomed.

او همیشه مدل موی خود را مرتب و آراسته نگه می دارد.

The actress's coiffure in the movie was a work of art.

مدل موی بازیگر در فیلم یک شاهکار بود.

She experimented with different coiffures before finding the perfect one.

او قبل از یافتن مدل موی مناسب، با مدل های مختلف موی آزمایش کرد.

The bride's coiffure matched perfectly with her wedding dress.

مدل موی عروس به طور کامل با لباس عروس او مطابقت داشت.

A messy coiffure can sometimes be a trendy look.

یک مدل موی نامرتب گاهی اوقات می تواند یک ظاهر مد روز باشد.

The coiffure competition showcased a wide range of creative hairstyles.

مسابقه مدل موها طیف گسترده ای از مدل موهای خلاقانه را به نمایش گذاشت.

He decided to change his coiffure to reflect his new personality.

او تصمیم گرفت مدل موی خود را تغییر دهد تا منعکس کننده شخصیت جدیدش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید