coiner

[ایالات متحده]/ˈkɔɪnər/
[بریتانیا]/ˈkɔɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که سکه ضرب می‌کند؛ کسی که ارز جعل می‌کند؛ کسی که ایجاد می‌کند یا اختراع می‌کند
Word Forms
جمعcoiners

جملات نمونه

the coiner of a new phrase often influences language trends.

نوآور یک عبارت جدید اغلب بر روند زبان تأثیر می‌گذارد.

as a coiner of ideas, she brought fresh perspectives to the team.

به عنوان طراح ایده، او دیدگاه‌های جدیدی به تیم آورد.

he is known as a coiner of terms in the tech industry.

او به عنوان طراح اصطلاحات در صنعت فناوری شناخته می‌شود.

the coiner of the expression changed how we view success.

نوآور عبارت، نحوه نگرش ما به موفقیت را تغییر داد.

being a coiner requires creativity and insight.

طراح بودن نیازمند خلاقیت و بینش است.

the coiner of the concept revolutionized the field.

نوآور مفهوم، این حوزه را متحول کرد.

she is a coiner of innovative solutions for common problems.

او طراح راه حل‌های نوآورانه برای مشکلات رایج است.

as a coiner of popular phrases, he gained widespread recognition.

به عنوان طراح عبارات محبوب، او به رسمیت شناخته شد.

the coiner of the motto inspired many to take action.

نوآور شعار، الهام بخش بسیاری برای اقدام شد.

being a coiner in literature can lead to lasting impact.

طراح بودن در ادبیات می‌تواند منجر به تأثیر ماندگار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید