colectomy

[ایالات متحده]/kə(ʊ)'lektəmɪ/
[بریتانیا]/kə'lɛktəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برداشتن تمام یا بخشی از روده بزرگ
Word Forms

جملات نمونه

The patient underwent a colectomy to remove part of their colon.

بیمار برای برداشتن بخشی از روده بزرگ تحت عمل جراحی کولوکتومی قرار گرفت.

After the colectomy, the patient experienced some digestive issues.

پس از کولوکتومی، بیمار دچار مشکلات گوارشی شد.

The surgeon performed a laparoscopic colectomy on the patient.

جراح عمل کولوکتومی لاپاروسکوپی بر روی بیمار انجام داد.

Recovery after a colectomy can take several weeks.

بهبودی پس از کولوکتومی ممکن است چند هفته طول بکشد.

Patients may need to follow a special diet after a colectomy.

بیماران ممکن است پس از کولوکتومی نیاز به پیروی از یک رژیم غذایی خاص داشته باشند.

Complications from a colectomy can include infection or bleeding.

عوارض کولکتومی می‌تواند شامل عفونت یا خونریزی باشد.

The doctor will discuss the risks and benefits of colectomy with the patient.

پزشک خطرات و مزایای کولوکتومی را با بیمار در میان خواهد گذاشت.

A colectomy may be necessary to treat conditions such as colon cancer or diverticulitis.

کولکتومی ممکن است برای درمان شرایطی مانند سرطان روده بزرگ یا دیورتیکولیت ضروری باشد.

Patients should follow their doctor's instructions carefully before and after a colectomy.

بیماران باید دستورالعمل‌های پزشک خود را قبل و بعد از کولوکتومی به دقت دنبال کنند.

The success rate of colectomy surgery is generally high.

نرخ موفقیت جراحی کولوکتومی به طور کلی زیاد است.

نمونه‌های واقعی

Finally, if these treatment options fail, sometimes the patient will have a colectomy, which is a surgical removal of the colon.

در نهایت، اگر این گزینه های درمانی شکست بخورند، گاهی اوقات بیمار تحت عمل جراحی برداشتن روده بزرگ (کولکتومی) قرار می گیرد.

منبع: Osmosis - Digestion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید