colloid

[ایالات متحده]/ˈkɒlɔɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑːlɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که شامل ذراتی است که در یک مایع پراکنده شده‌اند
adj. مربوط به یا دارای ویژگی‌های کلوئید

عبارات و ترکیب‌ها

colloid solution

حلول کلوئیدی

colloid stability

پایداری کلوئیدی

colloid particles

ذرات کلوئیدی

colloid chemistry

شیمی کلوئیدی

colloid system

سیستم کلوئیدی

colloid interface

سطح کلوئیدی

colloid dispersion

پراکندگی کلوئیدی

colloid suspension

تعلیق کلوئیدی

colloid behavior

رفتار کلوئیدی

colloid properties

خواص کلوئیدی

جملات نمونه

the colloid in the solution helps stabilize the mixture.

کلوئید موجود در محلول به تثبیت مخلوط کمک می کند.

colloidal particles can scatter light, creating a tyndall effect.

ذرات کلوئیدی می توانند نور را پراکنده کرده و اثر تیندال را ایجاد کنند.

milk is an example of a colloid that contains fat globules.

شیر نمونه ای از یک کلوئید است که حاوی کره های چربی است.

colloidal systems are important in many industrial applications.

سیستم های کلوئیدی در بسیاری از کاربردهای صنعتی مهم هستند.

we studied the properties of colloids in our chemistry class.

ما خواص کلوئیدها را در کلاس شیمی خود مطالعه کردیم.

the colloid was formed by mixing two immiscible liquids.

کلوئید با مخلوط کردن دو مایع امتزاج ناپذیر تشکیل شد.

colloids can be found in everyday products like mayonnaise.

کلوئیدها را می توان در محصولات روزمره مانند مایونز یافت.

understanding colloidal behavior is crucial for material science.

درک رفتار کلوئیدی برای علم مواد بسیار مهم است.

the stability of a colloid can be affected by temperature.

پایداری یک کلوئید می تواند تحت تأثیر دما قرار گیرد.

colloidal silver has been used for its antibacterial properties.

نقره کلوئیدی به دلیل خاصیت ضد باکتریایی آن مورد استفاده قرار گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید