colporteur service
خدمات کولپورتر
colporteur ministry
وزارت کولپورتر
colporteur work
کار کولپورتر
colporteur outreach
گسترش کولپورتر
colporteur training
آموزش کولپورتر
colporteur program
برنامه کولپورتر
colporteur distribution
توزیع کولپورتر
colporteur initiative
ابتکار کولپورتر
colporteur network
شبکه کولپورتر
colporteur mission
ماموریت کولپورتر
the colporteur traveled from town to town selling books.
بازاریاب کتاب از شهر به شهر سفر میکرد و کتاب میفروخت.
as a colporteur, he met many interesting people.
به عنوان یک بازاریاب، او با افراد جالب بسیاری ملاقات کرد.
the colporteur's mission was to spread knowledge.
ماموریت بازاریاب این بود که دانش را گسترش دهد.
she admired the dedication of the colporteur.
او از تعهد بازاریاب تحسین کرد.
being a colporteur requires a lot of perseverance.
بازاریاب بودن نیاز به پشتکار زیادی دارد.
the colporteur offered a variety of literature.
بازاریاب انواع مختلف ادبیات ارائه میکرد.
many colporteurs work in remote areas.
بسیاری از بازاریابان در مناطق دورافتاده کار میکنند.
the colporteur's sales techniques were impressive.
تکنیکهای فروش بازاریاب بسیار چشمگیر بودند.
he started his career as a colporteur.
او شغل خود را به عنوان یک بازاریاب شروع کرد.
colporteurs often face challenges on the road.
بازاریابان اغلب با چالشهایی در جاده مواجه میشوند.
colporteur service
خدمات کولپورتر
colporteur ministry
وزارت کولپورتر
colporteur work
کار کولپورتر
colporteur outreach
گسترش کولپورتر
colporteur training
آموزش کولپورتر
colporteur program
برنامه کولپورتر
colporteur distribution
توزیع کولپورتر
colporteur initiative
ابتکار کولپورتر
colporteur network
شبکه کولپورتر
colporteur mission
ماموریت کولپورتر
the colporteur traveled from town to town selling books.
بازاریاب کتاب از شهر به شهر سفر میکرد و کتاب میفروخت.
as a colporteur, he met many interesting people.
به عنوان یک بازاریاب، او با افراد جالب بسیاری ملاقات کرد.
the colporteur's mission was to spread knowledge.
ماموریت بازاریاب این بود که دانش را گسترش دهد.
she admired the dedication of the colporteur.
او از تعهد بازاریاب تحسین کرد.
being a colporteur requires a lot of perseverance.
بازاریاب بودن نیاز به پشتکار زیادی دارد.
the colporteur offered a variety of literature.
بازاریاب انواع مختلف ادبیات ارائه میکرد.
many colporteurs work in remote areas.
بسیاری از بازاریابان در مناطق دورافتاده کار میکنند.
the colporteur's sales techniques were impressive.
تکنیکهای فروش بازاریاب بسیار چشمگیر بودند.
he started his career as a colporteur.
او شغل خود را به عنوان یک بازاریاب شروع کرد.
colporteurs often face challenges on the road.
بازاریابان اغلب با چالشهایی در جاده مواجه میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید