colporteurs

[ایالات متحده]/ˈkɒlpəˌtɜː/
[بریتانیا]/ˈkɑlˌpɔrtər/

ترجمه

n. فردی که کتاب‌های مذهبی، به‌ویژه کتاب مقدس را می‌فروشد

عبارات و ترکیب‌ها

colporteur service

خدمات کولپورتر

colporteur ministry

وزارت کولپورتر

colporteur work

کار کولپورتر

colporteur outreach

گسترش کولپورتر

colporteur training

آموزش کولپورتر

colporteur program

برنامه کولپورتر

colporteur distribution

توزیع کولپورتر

colporteur initiative

ابتکار کولپورتر

colporteur network

شبکه کولپورتر

colporteur mission

ماموریت کولپورتر

جملات نمونه

the colporteur traveled from town to town selling books.

بازاریاب کتاب از شهر به شهر سفر می‌کرد و کتاب می‌فروخت.

as a colporteur, he met many interesting people.

به عنوان یک بازاریاب، او با افراد جالب بسیاری ملاقات کرد.

the colporteur's mission was to spread knowledge.

ماموریت بازاریاب این بود که دانش را گسترش دهد.

she admired the dedication of the colporteur.

او از تعهد بازاریاب تحسین کرد.

being a colporteur requires a lot of perseverance.

بازاریاب بودن نیاز به پشتکار زیادی دارد.

the colporteur offered a variety of literature.

بازاریاب انواع مختلف ادبیات ارائه می‌کرد.

many colporteurs work in remote areas.

بسیاری از بازاریابان در مناطق دورافتاده کار می‌کنند.

the colporteur's sales techniques were impressive.

تکنیک‌های فروش بازاریاب بسیار چشمگیر بودند.

he started his career as a colporteur.

او شغل خود را به عنوان یک بازاریاب شروع کرد.

colporteurs often face challenges on the road.

بازاریابان اغلب با چالش‌هایی در جاده مواجه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید