colza

[ایالات متحده]/ˈkɒl.zə/
[بریتانیا]/ˈkɑːl.zə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه دانه روغنی; روغن کلزا

عبارات و ترکیب‌ها

colza oil

روغن کلزا

colza seed

بذر کلزا

colza crop

عملکرد کلزا

colza production

تولید کلزا

colza fields

مزارع کلزا

colza farming

کشاورزی کلزا

colza varieties

گونه‌های کلزا

colza market

بازار کلزا

colza oilcake

پله کلزا

colza research

تحقیقات کلزا

جملات نمونه

colza is often used to produce cooking oil.

زین‌کولا اغلب برای تولید روغن خوراکی استفاده می‌شود.

the colza fields bloom beautifully in spring.

مزارع کلزا در بهار به زیبایی شکوفه می‌دهند.

farmers cultivate colza for its high oil content.

کشاورزان کلزا را به دلیل داشتن محتوای بالای روغن کشت می‌کنند.

colza can be a sustainable source of biodiesel.

کلزا می‌تواند منبعی پایدار برای بیودیزل باشد.

many countries import colza oil for cooking.

بسیاری از کشورها برای پخت و پز روغن کلزا وارد می‌کنند.

colza plants are known for attracting pollinators.

گیاهان کلزا به دلیل جذب گرده‌افشان‌ها شناخته شده‌اند.

in europe, colza is a major crop for oil production.

در اروپا، کلزا یک محصول اصلی برای تولید روغن است.

colza can improve soil health through crop rotation.

کلزا می‌تواند با استفاده از تناوب زراعی سلامت خاک را بهبود بخشد.

farmers often rotate colza with cereals to enhance yield.

کشاورزان اغلب کلزا را با غلات می‌چرخانند تا عملکرد را افزایش دهند.

colza is also used in animal feed production.

کلزا همچنین در تولید خوراک دام استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید