comers

[ایالات متحده]/ˈkʌməz/
[بریتانیا]/ˈkʌmɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع comer; کسانی که می‌رسند یا می‌آیند

عبارات و ترکیب‌ها

new comers

افراد تازه وارد

first comers

اولین کسانی که می آیند

late comers

افراد دیر رسیدن

recent comers

افراد جدید

early comers

افراد زودرس

frequent comers

افراد مکرر

returning comers

افراد بازگشتی

local comers

افراد محلی

newbie comers

افراد تازه‌کار

unexpected comers

افراد غیرمنتظره

جملات نمونه

new comers often find it challenging to adapt to the new environment.

افراد جدید اغلب در سازگاری با محیط جدید با مشکل مواجه می‌شوند.

our community welcomes all comers to join the festival.

جامعه ما از همه افراد جدید دعوت می‌کند تا در جشنواره شرکت کنند.

comers at the event enjoyed various activities and performances.

افراد حاضر در رویداد از فعالیت‌ها و اجراهای مختلف لذت بردند.

it's important to provide information for new comers to feel at home.

ارائه اطلاعات برای افراد جدید تا احساس کنند در خانه هستند، مهم است.

comers are encouraged to share their experiences with others.

از افراد جدید تشویق می‌شود تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.

we have special programs for comers to help them integrate.

ما برنامه‌های ویژه‌ای برای افراد جدید داریم تا به آن‌ها در یکپارچه شدن کمک کنیم.

comers should familiarize themselves with local customs and traditions.

افراد جدید باید با آداب و رسوم و سنت‌های محلی آشنا شوند.

many comers appreciate the warm hospitality of the locals.

بسیاری از افراد جدید از مهمان‌نوازی گرم مردم محلی قدردانی می‌کنند.

comers can find useful resources at the welcome center.

افراد جدید می‌توانند منابع مفید را در مرکز خوشامدگویی پیدا کنند.

it's vital for comers to connect with others in the community.

ارتباط افراد جدید با دیگران در جامعه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید