comics

[ایالات متحده]/ˈkɒmɪks/
[بریتانیا]/ˈkɑːmɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوارهای کمیک یا کتاب‌هایی که داستان را از طریق تصاویر و متن روایت می‌کنند؛ بازیگران یا اجراکنندگان کمیک

عبارات و ترکیب‌ها

comic book

کتاب کمیک

comic strip

نوار کمیک

comic relief

تخفیف کمدی

comic artist

هنرمند کمیک

comic convention

کنوانسیون کمیک

comic series

سری کمیک

comic bookshop

کتابفروشی کمیک

superhero comics

کمیک‌های ابرقهرمان

digital comics

کمیک‌های دیجیتال

web comics

کمیک‌های وب

جملات نمونه

i love reading comics in my free time.

من عاشق خواندن کامیک در اوقات فراغت خود هستم.

comics can be a great source of inspiration.

کامیک‌ها می‌توانند منبع الهام خوبی باشند.

she collects rare comics from the 90s.

او کامیک‌های کمیاب دهه 90 را جمع‌آوری می‌کند.

many children enjoy watching animated comics.

بسیاری از کودکان از تماشای کامیک‌های انیمیشن لذت می‌برند.

comics often feature superheroes and villains.

کامیک‌ها اغلب دارای ابرقهرمانان و شرورها هستند.

he wants to create his own comic series.

او می‌خواهد مجموعه کامیک خودش را ایجاد کند.

comics can help improve your reading skills.

کامیک‌ها می‌توانند به بهبود مهارت‌های خواندن شما کمک کنند.

there is a comic convention happening this weekend.

این آخر هفته یک کنوانسیون کامیک برگزار می‌شود.

she draws comics as a hobby and shares them online.

او به عنوان سرگرمی کامیک می‌کشد و آن‌ها را به صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارد.

comics are a fun way to tell a story.

کامیک‌ها راهی سرگرم‌کننده برای تعریف یک داستان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید