commandantes

[ایالات متحده]//ˌkɒmənˈdæntiz//
[بریتانیا]//ˌkɑːmənˈdæntiz//

ترجمه

n. جمع commandant؛ فرماندهان.

عبارات و ترکیب‌ها

the commandantes

کماندانت‌ها

commandantes gathered

کماندانت‌ها جمع شدند

commandantes ordered

کماندانت‌ها دستور دادند

two commandantes

دو کماندانت

all commandantes

همه کماندانت‌ها

our commandantes

کماندانت‌های ما

commandantes in

کماندانت‌ها در

commandantes at

کماندانت‌ها در

commandantes were

کماندانت‌ها بودند

these commandantes

این کماندانت‌ها

جملات نمونه

the commandantes led their troops through the mountains.

کماندانت‌ها نیروهای خود را از طریق کوه‌ها رهبری کردند.

several commandantes attended the military conference.

چند کماندانت در کنفرانس نظامی حضور یافتند.

the commandantes coordinated the border patrol operations.

کماندانت‌ها عملیات نظارت مرزی را هماهنگ کردند.

the revolutionary commandantes planned the attack.

کماندانت‌های انقلابی حمله را برنامه‌ریزی کردند.

experienced commandantes trained the new recruits.

کماندانت‌های تجربه‌دار جدیدترین جنگجویان را آموزش دادند.

the commandantes issued strict orders to their units.

کماندانت‌ها دستورات سخت‌گیرانه‌ای به واحد‌های خود صادر کردند.

two commandantes were promoted to general.

دو کماندانت به رتبه‌ی عمودی‌الجنرال منصوب شدند.

the commandantes reported directly to the commander-in-chief.

کماندانت‌ها مستقیماً به فرمانده کل گزارش دادند.

local commandantes maintained order in the region.

کماندانت‌های محلی نظم در منطقه را حفظ کردند.

the commandantes gathered for an emergency meeting.

کماندانت‌ها برای یک جلسه‌ی اضطراری جمع شدند.

former commandantes shared their battlefield experiences.

کماندانت‌های سابق تجربیات میدان نبرد خود را به اشتراک گذاشتند.

the commandantes enforced martial law in the city.

کماندانت‌ها قانون حالت اضطراری را در شهر اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید