She placed a vase of fresh flowers on the commode.
او یک گلدان گل تازه روی توالت قرار داد.
The antique commode added a touch of elegance to the room.
توالت قدیمی، ظاهری باوقار به اتاق بخشید.
He sat on the commode while reading the newspaper.
او در حالی که روزنامه میخواند روی توالت نشست.
The commode in the bathroom is clogged.
توالت در حمام مسدود شده است.
She bought a new commode for the guest bathroom.
او یک توالت جدید برای حمام مهمان خرید.
The plumber fixed the leak in the commode.
لوله کش نشتی توالت را تعمیر کرد.
The commode in the hotel room was sparkling clean.
توالت در اتاق هتل بسیار تمیز بود.
I need to use the commode, is there one nearby?
من نیاز دارم از توالت استفاده کنم، آیا نزدیک به آن وجود دارد؟
The commode is an essential fixture in any bathroom.
توالت یک جزء ضروری در هر حمامی است.
She accidentally dropped her phone in the commode.
او به طور تصادفی تلفن همراه خود را در توالت انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید