commodities

[ایالات متحده]/kəˈmɒdətiːz/
[بریتانیا]/kəˈmɑːdətiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالاها یا محصولات که تجارت می‌شوند; محصولات کشاورزی; اقلام با ارزش; چیزهای مفید

عبارات و ترکیب‌ها

trade commodities

معامله کالاها

buy commodities

خرید کالاها

sell commodities

فروش کالاها

invest in commodities

سرمایه‌گذاری در کالاها

commodities market

بازار کالا

commodities exchange

بورس کالا

physical commodities

کالاهای فیزیکی

commodity prices

قیمت کالا

commodity trading

معاملات کالا

commodity futures

قرادادهای آتی کالا

جملات نمونه

commodities are essential for economic growth.

کالاها برای رشد اقتصادی ضروری هستند.

the price of commodities can fluctuate greatly.

قیمت کالاها می تواند به طور قابل توجهی نوسان داشته باشد.

investing in commodities can diversify your portfolio.

سرمایه گذاری در کالاها می تواند سبد سرمایه گذاری شما را متنوع کند.

many countries rely on the export of commodities.

بسیاری از کشورها به صادرات کالاها متکی هستند.

commodities like oil and gold are often traded.

کالاهایی مانند نفت و طلا اغلب معامله می شوند.

the demand for agricultural commodities is increasing.

تقاضا برای کالاهای کشاورزی در حال افزایش است.

commodities markets can be volatile and unpredictable.

بازارهای کالا می توانند ناپایدار و غیرقابل پیش بینی باشند.

understanding commodities is crucial for traders.

درک کالاها برای معامله گران بسیار مهم است.

commodities can be affected by geopolitical events.

کالاها می توانند تحت تأثیر رویدادهای ژئوپلیتیکی قرار گیرند.

many investors look for opportunities in commodities.

بسیاری از سرمایه گذاران به دنبال فرصت هایی در کالاها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید