compesses

[ایالات متحده]/ˈkʌmpəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑːmpəsɪz/

ترجمه

n. جمع صیغهٔ compass؛ دستگاهی ناوبری که دارای یک میلهٔ مغناطیسی است که جهت شمال مغناطیسی را نشان می‌دهد.

جملات نمونه

the machine compresses the raw data into a readable format.

ماشین داده‌های خام را به یک فرمت قابل خواندن فشرده می‌کند.

this software compresses video files without losing quality.

این نرم‌افزار فایل‌های ویدئویی را بدون از دست دادن کیفیت فشرده می‌کند.

the doctor compresses the wound to stop the bleeding.

پزشک زخم را فشرده می‌کند تا خونریزی متوقف شود.

a hydraulic press compresses the scrap metal into dense blocks.

یک فریس هیدرولیک فلزات فاسد را به بلوک‌های چگال فشرده می‌کند.

the novel compresses decades of complex history into a few chapters.

این رمان دهه‌ها تاریخ پیچیده را به چند فصل فشرده می‌کند.

he compresses his lips in frustration when he hears the news.

وقتی خبر را می‌شنود، لب‌هایش را به خاطر ناراحتی فشرده می‌کند.

the engine compresses the air-fuel mixture before ignition.

موتور مخلوط هوا-سوخت را قبل از اشعال فشرده می‌کند.

this utility compresses the folder to save disk space.

این ابزار پوشه را فشرده می‌کند تا فضای دیسک ذخیره شود.

the cold compresses the gas inside the cylinder.

سردی گاز داخل سیلندر را فشرده می‌کند.

she compresses the soil firmly around the roots of the plant.

او خاک را به طور محکم حول ریشه‌های گیاه فشرده می‌کند.

this algorithm compresses the image to reduce loading time.

این الگوریتم تصویر را فشرده می‌کند تا زمان بارگذاری کاهش یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید