complemented

[ایالات متحده]/ˈkɒmplɪmɛntɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑmplɪˌmɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چیزی که کامل می‌کند یا بهبود می‌بخشد

عبارات و ترکیب‌ها

complemented by

تکمیل شده با

perfectly complemented

به طور کامل تکمیل شده

well complemented

به خوبی تکمیل شده

complemented nicely

به زیبایی تکمیل شده

complemented effectively

به طور موثر تکمیل شده

complemented beautifully

به زیبایی تکمیل شده

complemented perfectly

به طور کامل تکمیل شده

complemented well

به خوبی تکمیل شده

seamlessly complemented

به طور یکپارچه تکمیل شده

complemented harmoniously

به طور هماهنگ تکمیل شده

جملات نمونه

the flavors of the dish were perfectly complemented by the wine.

طعم‌های غذا به خوبی با شراب همراه شده بودند.

her skills in marketing complemented his expertise in finance.

مهارت‌های او در بازاریابی، تخصص او در امور مالی را تکمیل می‌کرد.

the bright colors of the painting were complemented by the soft lighting.

رنگ‌های روشن نقاشی به خوبی با نور ملایم همراه شده بودند.

the new furniture complemented the modern design of the house.

مبلمان جدید، طراحی مدرن خانه را تکمیل می‌کرد.

her kind words complemented his efforts to improve.

کلمات مهربانانه او، تلاش‌های او برای بهبود را تکمیل می‌کرد.

the soundtrack complemented the emotional depth of the film.

موسیقی فیلم، عمق احساسی فیلم را تکمیل می‌کرد.

the spicy sauce complemented the mild flavor of the chicken.

سس تند، طعم ملایم مرغ را تکمیل می‌کرد.

her dress was complemented by elegant accessories.

لباس او با لوازم جانبی شیک تکمیل شده بود.

the training program is complemented by hands-on experience.

برنامه آموزشی با تجربه عملی تکمیل می‌شود.

the book's illustrations complemented the text beautifully.

تصاویر کتاب به زیبایی متن را تکمیل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید