comptes

[ایالات متحده]//kɔ̃t//
[بریتانیا]//kɔ̃t//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع compte (حساب‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

comptes rendus

صورت حساب‌ها

les comptes

حساب‌ها

annual comptes

حساب‌های سالیانه

comptes clients

حساب‌های مشتریان

comptes fournisseurs

حساب‌های تامین کنندگان

comptes nationaux

حساب‌های ملی

comptes débiteurs

حساب‌های بدهکار

comptes créditeurs

حساب‌های بستانکار

comptes équilibrés

حساب‌های متعادل

audit des comptes

بررسی حساب‌ها

جملات نمونه

the accounting department handles all comptes payables.

بخش حسابداری تمامی حساب‌های پرداختی را مدیریت می‌کند.

she manages the comptes receivables for the entire company.

او تمام حساب‌های دریافتی شرکت را مدیریت می‌کند.

grand comptes require a specialized sales team.

حساب‌های بزرگ نیاز به یک تیم فروش متخصص دارند.

the bank offers various services for comptes courants.

بانک خدمات مختلفی برای حساب‌های جاری ارائه می‌دهد.

we need to settle the comptes by friday.

ما باید حساب‌ها را تا پنج‌شنبه پرداخت کنیم.

the firm audits the comptes annuels every year.

شرکت هر سال حساب‌های سالیانه را بازرسی می‌کند.

please open two comptes chèques for the new staff.

لطفاً دو حساب چک برای کارکنان جدید باز کنید.

comptes de dépôt usually offer lower interest rates.

حساب‌های واریز معمولاً نرخ بهره کمتری ارائه می‌دهند.

the manager reviews the comptes de résultat monthly.

مدیر ماهانه حساب‌های نتیجه را بررسی می‌کند.

individual comptes titres are becoming more popular.

حساب‌های سهام فردی محبوب‌تر شده‌اند.

our comptes clients have increased significantly this quarter.

حساب‌های مشتریان ما در این فصل به طور قابل توجهی افزایش یافته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید