concentric

[ایالات متحده]/kənˈsentrɪk/
[بریتانیا]/kənˈsentrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن مرکز یکسان، بر روی یک محور یکسان
adv. با مرکز یکسان، در طول یک محور یکسان.

عبارات و ترکیب‌ها

concentric circles

دایره‌های متحدالمرکز

concentric layers

لایه‌های متحدالمرکز

concentric rings

حلقه‌های متحدالمرکز

concentric spheres

کروه‌های متحدالمرکز

concentric ring

حلقه متحدالمرکز

جملات نمونه

Concentric spheres are parallel.

کره‌های متحدالمرکز موازی هستند.

The street plan of the city has evolved as a series of concentric rings.

طرح خیابان‌های شهر به عنوان مجموعه‌ای از حلقه‌های متحدالمرکز تکامل یافته است.

An onionskin-likestructure of concentric dust shells surround a central, aging star.Twin beams of light radiate from the star and illuminate the usuallyinvisible dust.

یک ساختار شبیه به پوست پیاز از پوسته‌های غباری متحدالمرکز یک ستاره مرکزی و پیر را احاطه کرده است. دو پرتو نور از ستاره ساطع شده و غباری که معمولاً نامرئی است را روشن می کند.

2. Spoon sour cream into resalable plastic food bag. Snip off corner. Pipe sour cream in 4 concentric circles onto guacamole.

2. خامه ترش را در یک کیسه غذایی پلاستیکی قابل استفاده بریزید. گوشه را ببرید. خامه ترش را به صورت 4 دایره متحدالمرکز روی گواکاموله بریزید.

Charles has presented an analysis of the concentric flow of long cylindrical capsules carried in an equidensity liquid in laminar motion.

چارلز تجزیه و تحلیل جریان متحدالمرکز کپسول‌های بلند و استوانه‌ای را که در یک مایع با چگالی یکسان در حرکت لایه‌ای حمل می‌شوند، ارائه کرده است.

As forecasted by the Method, the book I found (entitled Hadal) was surrounded by broad concentric rings of similar pseudobooks.

همانطور که روش پیش بینی کرده بود، کتابی که پیدا کردم (با عنوان هادال) توسط حلقه‌های گسترده و متحدالمرکز کتاب‌های شبه مشابه احاطه شده بود.

They display a different pattern of flame structure to an experienced eye, which consists of concentric radiating flames and parallel banded layers displaying a distinct “pseudo-chatoyancy” effect.

آنها الگوی متفاوتی از ساختار شعله را به چشمان با تجربه نشان می‌دهند که شامل شعله‌های شعاعی متحدالمرکز و لایه‌های نواری موازی با اثر متمایز "شاتوانسی شبه" است.

Consisting of concentric circles of stone surrounded by a moat (called a "henge"), Stonehenge was constructed in several stages over thousands of years.

استونهنج که از دایره‌های متحدالمرکز سنگ تشکیل شده و توسط خندق احاطه شده است (که به آن "هنج" گفته می‌شود)، در طول هزاران سال در مراحل مختلف ساخته شده است.

The 4 kinds of agent change into circular, then concentric circle;aerial mycelium first appears lacte, then changes into cinereous or black, aerial mycelium grows luxuriantly.

4 نوع عامل به شکل دایره ای در می آیند، سپس دایره متحدالمرکز؛ قارچ هوایی ابتدا رنگ شیری ظاهر می شود، سپس به رنگ خاکستری یا سیاه تغییر می کند، قارچ هوایی به طور مجلل رشد می کند.

نمونه‌های واقعی

You wanna put the marshmallows in concentric circles.

شما می‌خواهید نشات‌های marshmallows را در دایره‌های متحدالمرکز قرار دهید.

منبع: Friends Season 3

Around the Haversian canals, there are concentric lamellae, which look a bit like tree rings.

اطراف کانال‌های Haverian، لامل‌های متحدالمرکز وجود دارد که کمی شبیه حلقه‌های درخت هستند.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

No, you want to put them in concentric circles.

نه، شما می‌خواهید آنها را در دایره‌های متحدالمرکز قرار دهید.

منبع: Friends Season 3

Well that hypertrophy is concentric, which means that the new sarcomeres are generated in parallel with existing ones.

خب، آن هایپرتروفی متحدالمرکز است، به این معنی که سارکومرهای جدید در موازی با سارکومرهای موجود تولید می‌شوند.

منبع: Osmosis - Cardiovascular

And make sure you are indeed training to concentric failure.

و مطمئن شوید که واقعاً در حال تمرین تا خرابی متحدالمرکز هستید.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

His thesis is that the EU is best understood as three concentric spheres.

فرضیه او این است که اتحادیه اروپا به عنوان سه کره متحدالمرکز بهتر درک می‌شود.

منبع: The Economist - Arts

It's a set of concentric geodesic structures with linkages between each one.

این مجموعه ای از سازه های ژئودزیک متحدالمرکز با اتصالات بین هر یک است.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

He turned upon them his painfully circular eyes, surrounded by concentric lines like targets.

او چشمان دایره ای و دردناکش را به سمت آنها چرخاند که با خطوط متحدالمرکز مانند اهداف احاطه شده بودند.

منبع: Returning Home

This one has a hilt inlaid with turquoise, and has a pommel formed of eleven concentric circles.

این یکی دارای یک دسته با سنگ های قیمتی لاجورد است و دارای یک سرپوش که از یازده دایره متحدالمرکز تشکیل شده است.

منبع: If national treasures could speak.

And over millions of years, the metals grow in concentric rings, kind of like a jawbreaker candy.

و در طول میلیون‌ها سال، فلزات در حلقه‌های متحدالمرکز رشد می‌کنند، تقریباً مانند آبنبات جوبریکر.

منبع: Scishow Selected Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید