commenced

[ایالات متحده]/kəˈmɛnst/
[بریتانیا]/kəˈmɛnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آغاز کرد یا شروع کرد

عبارات و ترکیب‌ها

commenced operations

شروع عملیات

commenced activities

شروع فعالیت‌ها

commenced work

شروع به کار

commenced negotiations

شروع مذاکرات

commenced training

شروع آموزش

commenced proceedings

شروع روند قضایی

commenced construction

شروع ساخت و ساز

commenced research

شروع تحقیقات

commenced service

شروع خدمات

جملات نمونه

the meeting commenced at 10 am sharp.

جلسه راس ساعت ۱۰ صبح آغاز شد.

the project commenced after receiving approval.

پروژه پس از دریافت تاییدیه آغاز شد.

work on the new building has commenced.

کار ساخت ساختمان جدید آغاز شده است.

classes will commence next week.

کلاس‌ها هفته آینده آغاز خواهد شد.

the event commenced with a welcome speech.

این رویداد با یک سخنرانی خوشامد آغاز شد.

the trial commenced after a lengthy delay.

محاکمه پس از تاخیر طولانی آغاز شد.

construction commenced on the new highway.

ساخت جاده جدید آغاز شده است.

the investigation commenced immediately after the incident.

تحقیقات بلافاصله پس از حادثه آغاز شد.

the ceremony commenced with a traditional dance.

این مراسم با یک رقص سنتی آغاز شد.

the program commenced with an introduction to the topic.

این برنامه با معرفی موضوع آغاز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید