opened the door
در را باز کرد
opened eyes
چشمها را باز کرد
opened box
جعبه را باز کرد
opening hours
ساعات کاری
opened account
حساب را باز کرد
opened fire
آتش گشود
opened position
موقعیت را باز کرد
opening ceremony
مراسم افتتاحیه
opened package
بسته را باز کرد
opened mind
ذهن را باز کرد
the store opened its doors at 9 am.
فروشگاه در ساعت 9 صبح درهای خود را باز کرد.
she opened a new restaurant downtown.
او یک رستوران جدید در مرکز شهر باز کرد.
he opened his eyes and looked around.
او چشمانش را باز کرد و نگاهی به اطراف انداخت.
the museum opened a new exhibit last week.
موزه هفته گذشته یک نمایشگاه جدید افتتاح کرد.
they opened a bank account for their child.
آنها برای فرزندشان یک حساب بانکی باز کردند.
the window opened onto a beautiful garden.
پنجره به یک باغ زیبا باز می شد.
the company opened a branch in shanghai.
شرکت یک شعبه در شانگهای باز کرد.
he opened the package carefully.
او بسته را با دقت باز کرد.
the negotiations opened with a formal speech.
مذاکرات با یک سخنرانی رسمی آغاز شد.
she opened her heart to him and told him everything.
او دلش را به او باز کرد و به او همه چیز را گفت.
the application process opened on monday.
فرآیند درخواست در روز دوشنبه آغاز شد.
the gallery opened a new space for emerging artists.
گالری یک فضای جدید برای هنرمندان نوظهور افتتاح کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید