concolor

[ایالات متحده]/ˈkɒnkə.lə/
[بریتانیا]/ˈkɑnˌkɑl.ər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هم رنگ; تک رنگ
Word Forms
جمعconcolors

عبارات و ترکیب‌ها

concolor species

گونه‌های کن‌کلر

concolor variant

گونه‌های کن‌کلر

concolor form

فرم کن‌کلر

concolor type

نوع کن‌کلر

concolor pattern

الگوی کن‌کلر

concolor trait

ویژگی کن‌کلر

concolor group

گروه کن‌کلر

concolor habitat

زیستگاه کن‌کلر

concolor range

محدوده کن‌کلر

concolor population

جمعیت کن‌کلر

جملات نمونه

the concolor coat of the animal helps it blend into the environment.

پوشش یک‌رنگ حیوان به آن کمک می‌کند تا در محیط اطراف خود پنهان شود.

many species are concolor, making identification difficult.

بسیاری از گونه‌ها یک‌رنگ هستند و شناسایی آن‌ها را دشوار می‌کند.

the artist chose a concolor palette for the painting.

هنرمند برای نقاشی از یک پالت یک‌رنگ استفاده کرد.

concolor patterns are often seen in nature.

الگوهای یک‌رنگ اغلب در طبیعت دیده می‌شوند.

he prefers concolor designs for his clothing line.

او طرح‌های یک‌رنگ را برای خط تولید لباس خود ترجیح می‌دهد.

the concolor appearance of the bird makes it hard to spot.

ظاهر یک‌رنگ پرنده باعث می‌شود پیدا کردن آن دشوار باشد.

concolor species can be more challenging to study.

مطالعه گونه‌های یک‌رنگ می‌تواند چالش‌برانگیزتر باشد.

the concolor theme of the room creates a calming effect.

تم یک‌رنگ اتاق حالتی آرامش‌بخش ایجاد می‌کند.

some animals adapt with concolor fur for survival.

برخی از حیوانات برای بقا با خز یک‌رنگ سازگار می‌شوند.

her concolor design for the garden was very elegant.

طراحی یک‌رنگ او برای باغ بسیار شیک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید